|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
گفتگو با فعالان دانشجویی پیرامون عملکرد انجمن اسلامی (3)
منظور از انجمن اهل تسامح، نه معنای واقعی آن
که بیشتر یک انجمن بی بخار است
صبح: در ادامهی گفتگو با فعالان دانشجویی پیرامون عملکرد انجمن اسلامی در سال تحصیلی گذشته، گفتگویی با آرش جوادینژاد ـ عضو شورای صنفی دانشکده و عضو تحریریهی نشریهی صبح ـ ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانیم.
صبح: به عقیدهی شما کارویژهی انجمن اسلامی دانشکده باید حول چه محوری باشد؟ به عبارت دیگر آیا جهتگیری اصلی انجمن اسلامی باید پرداختن به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باشد یا ورود به تمام مسائل اصلی (نظیر مسائل صنفی و آموزشی) برای انجمن اسلامی را مفید میدانید؟
جوادینژاد: به لحاظ تشکیلاتی قبل از آنکه دانشگاهها مانند امروز پر باشند از تشکلهای مختلف با کارویژههای تخصصی(مانند انجمنهای علمی و شورای صنفی) انجمن اسلامی یگانه تشکل مستقل دانشجوئی بود که در تمامی حوزهها به نمایندگی از طرف دانشجویان به نقش آفرینی میپرداخت. از فعایت سیاسی تا صنفی و از نقش آفرینی علمی و فرهنگی و تفریحی تا هر کار دیگری که به گونهای مربوط به دانشگاه و دانشجویان میشد. با شکل گیری و رشد تشکلهای تخصصیتر دانشجوئی به اعتقاد من تا حد زیادی تقسیم وظایف تشکیلاتی میان آنان ضرورت دارد چرا که در غیر اینصورت اساس تاسیس چنین تشکل هائی از بین خواهد رفت. اما قطعا این به معنی منع سفت و سخت تشکلها برای ورود به دیگر حوزهها نیست. به خصوص انجمن اسلامی که همچنان تشکلی با هویتی عام است و مانند شورای صنفی یا انجمن علمی بنیانی تخصصی در راستای یک هدف خاص ندارد. به اعتقاد من انجمن اسلامی ضمن احترام گذاردن به حوزههای تخصصی سایر تشکلها و به رسمیت شناختن حق فعالیت آنان در آن زمینهی خاص همچنان میتواند نقش فعال در تمامی زمینهها ایفا کند. تنها شرط چنین فعالیت پهن دامنهای جلوگیری از تمامیت طلبی، خود بزرگ بینی و اعتقاد به نقش برتر برای انجمن اسلامی است. این امر بالاخص موجب میشود کوتاهی، عدم کفایت یا عدم تمایل تشکلها برای نقش آفرینی در برخی مسائل حوزهی خود منجر به ضربه خوردن دانشجویان نشود. مثال بارز آن هم قضایای امسال گروه جامعه شناسی بود که طبیعتا بیشتر به حوزهی وظایف شورای صنفی مربوط میشد اما اگر انجمن نقش آفرینی فعال خود را در این زمینه انجام نمیداد بدون شک مساله امروز بدین شکل پروبلماتیزه نشده بود. بنابراین من معتقد به نقش آفرینی انجمن اسلامی در همه حوزههای دانشگاهی هستم البته با به رسمیت شناختن حق سایر تشکل ها. بالاخص که با وجود بسیج دانشجوئی فضای دانشکده نیازمند بدیلی برای این نهاد است. بدیلی که ریشه در بدنهی دانشجوئی داشته و بتواند در مواقع لزوم برابرنهاد آن باشد. این امری است که بدون شک تشکلهای تخصصی از پس آن بر نخواهند آمد.
صبح: ارزیابی کلی شما از فعالیتهای انجمن اسلامی، نقاط مثبت و منفی کارنامهی آن در سال جاری چیست؟
جوادینژاد: با توجه به اینکه من اولین سال تحصیلی خود را در این دانشکده گذراندم شاید تحلیلم در این زمینه چندان عمیق نباشد اما سیاست کلی انجمن اسلامی را به خصوص در مسالهی گروه جامعه شناسی تایید میکنم با این وجود در برخی موارد نقدهائی بر آن دارم. اولین مساله تاکیید بیش از حد بر شخص دکتر کچوئیان که به خصوص در ابتدای کار این مساله را به ذهن متبادر میکرد که مشکلات گروه به یک شخص فروکاسته میشود. گرچه به خصوص در چند هفتهی اخیر انجمن تاکید کرد که مشکلات با رفتن کچوئیان حل نمیشود و مسالهی ما اصلاح روند نا صحیح حاکم بر گروه است اما به نظرم این تاکیید دیرهنگام صورت گرفت و باید از ابتدا پیکان حملات به جای شخص کچوئیان به سوی روندهای ناصحیح حاکم نشانه گرفته میشد. دومین نقد من به انجمن ورود به حوزهی درگیریهای فیزیکی است که به هیچ عنوان برازندهی دانشگاه نیست. با وجود اینکه اعتقاد راسخ دارم در هر دو برخورد انجمن و بسیج (یکی در جریان تریبون آزاد اسفند و دیگری قضیه پلمپ دفتر دکتر کچوئیان) بسیج نقش حمله کننده داشته و مقصر بوده است اما نباید فراموش کرد وقتی فضا به سوی درگیری میرود دیگر جدا کردن مقصر و غیر مقصر بی فایده است. وقتی از خانهای هر شب صدای دعوا و کتک کاری میان اعضای آن شنیده میشود حیثیت کل خانواده زیر سوال میرود و دیگر بازشناختن مقصر و بی تقصیر آبروئی را بازنمی گرداند. من کلیت حرکت انجمن اسلامی را تایید و بلکه تحسین میکنم اما با هر عملی که فضا را بیش از حد رادیکال کند محالفم.
صبح: در سال گذشته یکی از مهمترین فعالیتهای انجمن اسلامی تمرکز بر حل مسائل گروه جامعهشناسی بود. در این میان انجمن اسلامی هم مورد انتقاد قرار گرفت که به چه دلیل به حوزهی مسائل نامربوط وارد شده و هم از اینکه برای حل این مسالهی بغرنج پیشقدم شده مورد تمجید قرار گرفت. ارزیابی شما از ورود انجمن اسلامی به مسالهی گروه جامعهشناسی چیست؟ نقاط قوت و ضعف انجمن اسلامی در این فعالیت را چگونه ارزیابی مینمایید؟
جوادینژاد: فکر میکنم به نوعی جواب این سوال را در سوال قبل دادم. اما در اینجا یک انتقاد مطرح میکنم و خودم هم به آن پاسخ میدهم تا بحث تکمیل شود. آیا تمرکز انجمن اسلامی بر مسالهی گروه جامعه شناسی انجمن را از انجام سایر وظایفش بازنداشته است؟ به اعتقاد من هم بله و هم خیر. باید قبول کرد که تمرکز انجمن بر این مساله باعث شد انجمن عملا کار دیگری به جز در افتادن با مدیر گروه جامعه شناسی انجام ندهد. این گزارهای درست است اما باید قبول کرد که با یک دست نمیتوان چند هندوانه بلند کرد. وقت و انرژی انجمن محدود است و نکتهی مهم استفادهی بهینه از آن است. اگر انجمن وارد چند حوزه میشد اما نمیتوانست هیچ یک را به سر منزل مقصود برساند به نظر من بسیار بد بود. فراموش نکنیم که یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است.
صبح: انجمن اسلامی در سال گذشته از سوی بسیج دانشجویی مورد این اتهام قرار گرفت که گروهکی فنیخوانده در انجمن اسلامی هدایت آن را به دست گرفته و با کشاندن آن به عرصهی عملگرایی، به ماهیت نهادی انجمن اسلامی علوم اجتماعی که گفتگو و تسامح بوده است، آسیب رساندهاند. ارزیابی شما از این انتقاد چیست؟
جوادینژاد: ضمن تاکیید بر انتقاداتی که نسبت به فعالیت انجمن دارم و به آن اشاره کردم باید بگویم این بی ربط ترین انتقادی است که تا به امروز شنیده ام. به نظر من نه تنها ورود دانشجویان فنی خوانده اثر منفی نداشته بلکه شور و پویائی آنان باعث رونق بخشیدن به فضای فعالیت دانشجوئی در دانشکده شده است. دانشجویان فنی همواره فعال ترین بخش جنبش دانشجوئی بودهاند و از ورود آنان به فضای علوم اجتماعی باید استقبال کرد. از طرف دیگر بسیج دانشجوئی از کی طرفدار ایدهی تسامح و گفتگو شده که حالا که به انجمن انگ عمل گرائی و دوری از آن را میزند؟ باز هم تاکیید میکنم که ضمن حفظ انتقاداتم به برخی حرکتهای رادیکال انجمن، باید گقت آنچه بسیج از آن دلخور است نقش آفرینی فعال انجمن است. به نظر من منظور از انجمن نهادی و اهل گفتگو و تسامح، نه معنای واقعی آن که بیشتر یک انجمن بی بخار و بیخاصیت است.
صبح: به نظر میرسد انجمن اسلامی در دخیل کردن گروههای دیگر نظیر شورای صنفی و انجمن علمی در مسالهی گروه جامعهشناسی جدیت به خرج نداده و این امر در نهایت منجر شد که در مقطعی، شواری صنفی با صدور بیانیهای رودرروی انجمن اسلامی قرار گیرد. آیا این انتقاد که انجمن اسلامی در این مساله نوعی تمامیتخواهی و انحصارگرایی را پیشه ساخته واقعنگرانه میدانید؟
جوادینژاد: اینکه آیا انجمن به عمد یکه تاز میدان شد یا واقعا دیگر گروهها تمایلی به همکاری نداشتند از حیطهی اطلاعات من خارج است. باید دید آیا شورای صنفی اصلا پتانسیل و تمایل ورود و همکاری را داشته که انجمن کاری برای آن نکرده؟ پاسخ به این سوال با توجه به عدم شناخت من از شورای صنفی مشکل است. اما برداشت من از فضا این بود که شورای صنفی تمایلی به ورود نداشته وانجمن هم از اینکه مسالهی گروه به نام خودش سکه زده شود چندان ناراضی نبوده است.
صبح: یکی از مسائل نهادهای دانشجویی، برگزاری پرشور انتخابات برای دورهی بعد است. یک انتخابات رقابتی و پرشور میتواند به ارائهی برنامهی جدی از سوی کاندیداها برای حضور در عرصهی انتخابات بینجامد؛ عزم و ارادهی کاندیداهای پیروز در انتخابات برای فعالیت پس از پیروزی را افزایش دهد و در نهایت بیرون ماندن یک اپوزیسیون قوی (بازندهی انتخابات) سبب میشود در طول دورهی فعالیت نیز نهاد دانشجویی با جدیت بیشتری به فعالیت بپردازد. بدین ترتیب فراهم آوردن زمینهی یک انتخابات رقابتی، بخشی از وظیفهی فعالان فعلی هر نهاد دانشجویی است تا فعالیت جدی این نهاد در آینده تضمین گردد. به نظر میرسد انجمن اسلامی در انجام این وظیفه جدیت کافی به خرج نداده است؛ چرا که در دو سال گذشته انتخابات انجمن اسلامی به طور مطلوب رقابتی نبوده است. آیا این امر ریشه در تحلیل پیش گفته دارد یا اینکه فعالیت پررنگ و جامع انجمن اسلامی در دورهی قبل است که سبب شده هر فعالی این توان را در خود نبیند که بخواهد وارد شورای مرکزی انجمن اسلامی شود.
جوادینژاد: به نظر من هیچ کدام. واقعیت اینست که فضای دانشکده اکنون چنان دو قطبی شده که هر گونه تمایز در درون قطبها را از میان برده یا به بیان بهتر بر آن سرپوش گذاشته. فضای دانشکده امروز در دوقطبی بسیج و نیروهانی قرار دارد که من آنها را نیروهای مدرن مینامم. تا زمانی که در برابر ما نیروی منسجمی قرار دارد اختلافات بروز نمیکند و عمیق نمیشود. همین باعث میشود که در انتخابات شورای صنفی کسانی در یک گروه قرار گیرند که شاید در شرایط عادی مرزبندی هائی با هم داشته باشند اما دوقطبی شدن فضا منجر به جمع شدن آنان حول محورهای حداقلی میشود. تا زمانی که فضا از حالت دو قطبی خارج نگردد و ترس از به قدرت رسیدن نیروهای واپس گرا وجود داشته باشد نمیتوان به برگزاری انتخابات برای تشکلها از نوعی که ذکر شد امیدوار بود. در این فضا نیروهای مدرن واقعیت یکپارچهای هستند که امکان مرزبندی و ارائهی برنامههای مجزا را ندارند. بالطبع عدم حضور نیروهای واپس گرا در انتخبات انجمن این وضعیت را تشدید میکند.
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 160 - یکشنبه 10 خردادماه 1388)
|
|