|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
حرفهای صد تا یه غاز
منوچهر خان
1. تاریخ را دانستن خیلی خوب است، خصوص اینکه شخص بزرگی!!! در یک مملکت باشی...
حدود هفتاد سال پیش بود که جنگ جهانگیر المثنی شروع شد. در ایام واپسین این نبرد نفس گیر بود که پای دولت فخیمهی وقت آن زمان ایران و شخص اعلی حضرت همایونی هم بدان باز شد به طوریکه قوای متفقین از ایران با یک استفادهی ابزاری توانستند ارتش آلمان را در خاک شوروی غافلگیر کرده و بدین ترتیب ایران را لقب پل پیروزی دهند... حالا چندین دهه از آن نبرد میگذرد و گویا تازه محمود السلطنه تاریخ نبرد دوم ثانی را تورق کرده است و فهمیده است که ایران در آن سال از آنجا که پل پیروزی بوده است، قرار هم بوده است که اندک پولی بابت خسارت و اشغال و البته بابت دلخوشی به سرانش پرداخت شود اما خب پرداخت نشده است...
جانوران موذی
منوچهر خان
شورای اصناف بالآخره جمشید السلطان و مریم خاتون را راضی که چه عرض کنم در جلوی جمع کثیری از استیودنت ها تو رو در بایستی گذاشت که بیایند و به سوالات جواب دهند.... من نمی دانم چرا مسئولین مملکتی این قدر ناز می کنند. از مسئولیت تنها میز ریاست را می شناسند و بس و نمی دانند که آقا و خانمی که مسئول هستید، باید جواب هم بدهید. به هر حال این نشست شورای اصناف در دو هفته ی ماضی بر گزار شد و در آن استیودنت ها سئوالاتی را که مدتیطولانی برای شان مطرح شده بود را پرسیدند... یکی از استیودنت های زندانی پرسید و دیگری از بی پولی تشکل های استیودنتی... یک تشکل ماشین تایپ نیاز داشت و دیگری دوست داشت تا در جلسات مدیران شرکت کند... جمشید السلطان هر کدام را به نحوی از انحا پیچاند..
این چند روز
منوچهر خان
روز استیودنت نزدیک است و حکومت مرکزی بار دیگر دارد قوایش را برای مقابله با مقادیر زیادی خس به انضمام خاشاک آماده می کند. تمام ایامی که روزی از آنها برای نشان دادن خوبی خودش و بدی حکومت های دیگر بهره می برد به نوعی بلای جانش شده است و انطور که خبر می دهند در پی جذب نیرو برای مقابله با برگزاری مراسم تعزیه ی محرم امسال است. خبر می رسد که یا می خواهند برگزاری تعزیه را قدغن اعلام کنند و یا استفاده از رنگ سبز را مممنوع کنند. نمی دانم مگر در تعزیه می شود از رنگ سبز استفاده نکرد.. تا آنجا که می دانیم و این طور ما را یاد دادند در تعزیه که تقابل حق و باطل است برای حق از سبز استفاده می کنند و از برای باطل هم رنگ سرخ. اینطور که مقامات مملکتی می خواهند قانون وضع کنند و اینطور که به تکاپو افتادند گویا خود قبول کرده اند که رنگ سبز در شرایط حالیه هم در موضع حق قرار دارد و... . بگذریم.. پرونده هسته ای هم دارد به جاهای باریک می کشد. از یک طرف فرنگی ها می گویند نباید، اما نمی دانند که گوش این محمود السلطنه به این حرف ها بدهکار نیست..
شایعه
منوچهر خان
از فرهنگسرای زبان و ادب پارسی خبرهایی بگوش می رسد، گوئیا ادیبان سخت در تلاش اند تا به جای واژه (بیگانه و محارب با خواست ها و منافع دولت فخیمه ایران یعنی) سبز واژه ای دیگر ساخته و وارد زبان پارسی کنند. نباید تعجب کرد اگر روزی مسئولان مملکتی هم رنگ زیبای سبز را از بالای پرچم بردارند و مثلاً رنگ گل بهی یا سرمه ای بگذارند. از دیگر سو هم لباس و اتومبیل های سبز رنگ شهربانی هم گوئیا می خواهد به رنگ دیگری تغییر کند. الله و اعلم.. . ما هم اینطور شنیدیم، فعلا که شایعه است اما خُب در این کشور همیشه بیشتر شایعات، حقیقت محض است. باید منتظر ماند تا ببینیم...
کدام دغدغه؟؟!؟
منوچهر خان
با دغدغه حل مشکلات مملکت وارد فکلتی شدیم اما مگر این اساتید می گذاشتند.. هربار تمام پِلَن های ما را نقش برآب می کردند.. ”.....در هنگامه گزینش واحد قصد کردیم تا با استادی از صبح تا ظهر کلاس برگیریم. نیت مان این بود تا در کلاس زنان اَند سوشیال پُلیسی گره از کار همشیره های این مرز و بوم باز کنیم و در کارآفرینی هم پیشه ای را فراگیریم تا بلکه ثروتی بهم زده و خانواده ای تشکیل دهیم...
عجب بالا و پایین داره دنیا
منوچهرخان
روزگار عجب بالا و پایینی دارد، آنقدر این فراز و نشیب زیاد است که گاهی سر مبارک مان گیج می رود که گویی زمین به ما و یا ما به زمین نزدیک می شویم و سقوط خویش را به دو چشم می بینیم و یا می بینند!!! مثلا ایامی مثل سیزده آبان و امثالهم زمانی برای حکومت مرکزی امتیاز مثبتی بودند و تا می توانستند در جهت منافع خویش از ان بهره ها بردند و امروز همین حکومت مرکزی تمام سربازان شهربانی و ژاندارمری را در معابر بر علیه مردم و جنبش موسوم به خضراء به صف می کند تا مبادا پرنده ای به رنگ نامبرده در آن حوالی پر بزند. این سربالایی و سرپایینی روزگار گویی پدیده ای جهان شمول هم است که همه چیز را در سراسر گیتی و من جمله در فکلتی ما فرا گرفته است...
آمار در اسلام
منوچهر خان
این روزهایی که بر ما میگذرد اصلا به مذاق مان خوش نمی آید. همه چیز در هم و برهم خودش را بر ما جلوه می کند و این خود سخت ترین وضع ممکنه را در این اوضاع و احوال به وجود می آورد. چند روزی هم است که کفگیرمان خورده به ته دیگ و این روزها بی پولی هم سفت یقه مبارک مان را چسبیده و قصد رها کردن هم ندارد. در این هیر و ویر این میرزا کمال مطبوعه چی هم مقرر کرده که از آنجا که صبح دیلی بی پول است و همین روزها باید کرکره اش را بکشیم پائین و از جیره و مواجب حکومتی هم هیچ خبری نیست، پس هر کس که می خواهد در آن تحریر کند باید از قرار هفته ای یک قِران به حساب صبح دیلی واریز کند و یا آن را به دوست محمدخان که امور مالی نشریه را عهده دار است بپردازد....
مبانی اسلامی سوسیولوژی
منوچهرخان
روزهایی سخت برای ساینسهای انسانی، علیالخصوص سوشیال ساینسس در راه بود. این را میشد از بیانات سران مملکتی به عینه فهمید. رئیس دولت فخیمه پسانهم هم کینهی دیرینهای از ساینسهای انسانی داشت به طوریکه از همان بدو امر یعنی در زمان چهار سال نخست، بنا را گذاشته بود بر سنگاندازی کردن در راه تعالی این ساینسها و امروز که چهار سال دوم خویش را شروع کرده، از فضای اندرونی داخل دولت زمزمههایی به گوش میرسد مبنی بر اینکه محمودالسلطنه عزم خویش را جذب کرده تا در این ساینسها یک انقلابی ایجاد کند. خب او هم یک ایرانی است و از اصل با پدیده ای به نام رِفُرم مشکل دارد. همه در این مملکت خواهان دگرگونی هستند. محمودالسلطنه هم که ید طولایی دارد در اَکتهای اینچنینی و همیشه در حال یک دیگرگونی میباشد...
|
|