|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
کلمه سبز
«...همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است....»
(بخشی از بیانیهی شماره سوم میرحسین موسوی در محکومیت اقدامات وحشیانه و کشتار مردم)
(منتشرشده در نشریهی صبح - شمارهی ۱۹۸ - سهشنبه ۸ دیماه ۱۳۸۸)
کلمه سبز
«...به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند. مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند. به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد...»
(بخشی از بيانيه شماره نُه مير حسين موسوي خطاب به ملت ايران پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 197 - سه شنبه 30 آذرماه 1388)
کلمه سبز
راه اصلاحى مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و نجات جمهورى اسلامى از این بحران بزرگ انتخاب کرده اید بس دشوار بوده و در معرض فشارها و تهدیدهاى بسیارى از ناحیه کسانى است که این بحران را ایجاد کرده اند. مطمئن باشید که با اتحاد و صبر و استقامت ، خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدایت براى پیروزى را به مردم عزیز عنایت مىفرماید. (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان ا... لمع المحسنین )، و از طرفى استقامت در این راه الهى ، انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ایمنى و نداشتن ترس و اندوه مىسازد. (ان الذین قالوا ربنا ا... ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)
(بخشی از پاسخ نامه فقیه عالی قدر حضرت آیت ا... منتظری به نامه مهندس موسوی پیرامون تشکیل اه سبز امید)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 196 - دوشنبه 30 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«...دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم. بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟...»
(بخشی از بيانيه شماره سیزده ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران در سالروز 13 آبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 195 - یکشنبه 29 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... و مظلومتر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام میبرند و اندک به آن عمل میشود. چه بسیار که دین را سرند میکنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی میسپارند و سلیقهها و مصلحتهای خود را متن اسلام مینامند، تا جایی که دروغ به مشخصهای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشتترین بداخلاقیها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواریهای اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم میکند.....»
(بخشی از بيانيه شماره یازده ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران درباره تشکیل «راه سبز امید»)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 194 - شنبه 28 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند....»
(بخشی از بيانيه شماره پنج مير حسين موسوي خطاب به ملت ايران)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 193 - سه شنبه 24 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... بسيجي كه امام ميخواست در مقابل ملت قرار نميگرفت، بلكه در كنار مردم و پشتسر آنان بود؛ بسيجي كه فراتر از جناحها عمل كند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگيرد؛ بسيجي كه از دوستي مردم لذت ببرد؛ بسيجي كه به دنبال رفاقت و محبت و يگانگي مردم باشد؛ بسيجي كه بدون توجه به اختلافات سليقهاي خود با ديگران حافظ عرض و ناموسشان باشد، كه آنان يا برادر او در دينند و يا نظير او در آفرينش؛ بسيجي كه حرمت حريمهاي خصوصي مردم راحفظ كند. امام بسيج را به عنوان ابزاري براي قدرت حاكمان نميخواست، بلكه نهادي براي قدرت مردم ميديد تا حاكميت آنان بر سرنوشتشان تضمين نمايد. قرار بود رفتار و انديشه بسيجي در مردم اثر كند، نه آن كه قدرت بسيج بر سر مردم فرود آيد. قرار نبود بسيج جيرهخوار دولت شود و به ازاي دستگير كردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگيرد. افسوس بر بسيج اگر تا حد يك حزب سياسي تنزل كند؛ اين آن چيزي نيست كه امام ما براي بسيجيان ميخواست. قرار نبود بسيج به دستگاهي تبديل شود كه اختيار انتخاب و آزادي راي را از مردم بستاند...»
(بخشی از بيانيه 15 ميرحسين موسوي خطاب به ملت ایران به مناسبت سالروز تاسیس بسیج مستضعفین)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 192 - دوشنبه 23 آذرماه 1388)
کلمهی سبز
«با زدن و خشونت و زندانکردن که کارها درست نمیشود. این چه معنایی دارد که از یک تجمع 700 نفری دانشجویی، آنگونه که خودشان آمار دادهاند؛ 200 نفر را بازداشت و زندانی میکنند. حمله کردن به زنان چه معنایی دارد؟ کی فرهنگ ما اجازه میداد که زن را بزنند؟ من حتی در مبارزات انقلاب میدیدم که برخی ژاندارمها حاضر نمیشدند به زنان حمله کنند اما حالا برخیها تشخیص میدهند که زنان را هم بزنند و هر کس هم که حرفی میزند میگویند خلاف نظام وامام حرکت میکند. حرکت گروههای تروریستی همچون القاعده تصویر خشنی از اسلام به جهان معرفی کرده است، خوف آن دارم که اعمال این خشونتها سبب آن شود که فردا مذهب تشیع نیز به عنوان یک مذهب خشن معرفی شود»
(حضرت آیت الله صانعی در دیدار با حجت الاسلام علی اکبر محتشمی)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 191 - یکشنبه 22 آذرماه 1388)
کلمهی سبز
«... چه تلخ است اگر پس از این همه عبرتهای دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شدهاند و فقط دانشجویان ماندهاند؛ در دانشگاهها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاههای مادر هیاهو میکنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام میشود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیتهایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را میدانستند، از پیشآگهیهایی که درباره تحولات دور و نزدیک میدهد درسمیگرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ میکردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستورهای کوچک از مردم، که یکی از وسیعترین و فعالترین قشرها را تشکیل میدهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند ...»
(بخشی از بیانیهی میرحسین موسوی به مناسبت سالروز 16 آذرماه روز دانشجو)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 189 - شنبه 21 آذرماه 1388)
کلمهی سبز
برادران ما! اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایشهای بیفایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر میکنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟ اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی میگوییم و شنیده نمیشود. اگر میشنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک میشد؛ آن پیروزی را میگویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسانها را همچون جوانههای یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ میکند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز میکند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که میکند خجالت بکشد.
(بخشی از بیانیهی شمارهی 16 میرحسین موسوی به مناسبت 16 آذر، روز دانشجو)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 189 - سه شنبه 17 آذرماه 1388)
کلمهی سبز
«... مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حقگویی و انتقاد نمیدهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده!! شاهی عدالتگستر است که در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند!! من نمیدانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبتکشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتلعامهای پی در پی را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوقهای تبلیغاتی معلوم میشود که جنایتهای بیش از تصور ماست .... تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بیدین معرفی کند. از مجلسی که دستنشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواریهای شاه، مشتی سازمانی را با کارگران مجبور با سرنیزه در گوشه کنار کشور به راه انداخته و با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن میخواهند لکههای ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند، غافل از آن که با آب زمزم و کوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهای ملت و ستمکاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتی منتشر خواهد کرد....»
(بخشی از پیام امام خمینی به مردم آذربایجان پس از کشتار بهمن 56)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 188 - دوشنبه 16 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«...حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم...»
(بخشی از بیانیه شماره چهارده میرحسین موسوی در آستانه ۱۳آبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 187 - سه شنبه 10 آذرماه 1388)
کلمهی سبز
«...انتخابات در انحصار هيچ كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثير سرنوشت شما ملت است .... آن وقت شيطنت اين بود كه سياست از مذهب خارج است و بسيار ضرر به ما زدند و ما بسيار ضرر خورديم و آنها هم بسيار نفع بردند. اين مطلب شكست خورده. حالا مىگويند كه سياست حق مجتهدين است يعنى، در امور سياسى در ايران پانصد نفر دخالت كنند، باقيشان بروند سراغ كارشان. يعنى مردم بروند سراغ كارشان، هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پيرمرد ملّا بيايند دخالت بكنند. اين از آن توطئه سابق بدتر است براى ايران. براى اينكه، آن يك عده از علما را كنار مىگذاشت، منتها به واسطه آنها هم يك قشر زيادى كنار گذاشته مىشوند، اين تمام ملت را مىخواهد كنار بگذارد....»
(سخنرانى مرحوم امام خمینی در جمع مديران و كاركنان صدا و سيما9 اسفند 1362 ـ صحيفه امام، ج18، ص: 367)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 186 - دوشنبه 9 آذرماه 1388)
کلمه سبز
”... بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیشرویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازهترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباسهای مخوف میپوشند و در خیابانهای شهر آرایشهای نظامی به خود میگیرند تا هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را میترسانند چون خود میترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم میکنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمیکنند که با این رفتارهای کوتهبینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار میدهند. کافی است مردم بترسند تا پای قدرتها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشهدار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند...“
(بخشی از بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی به مناسبت سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 185 - یکشنبه 8 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است، نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید. اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانوادههای این عزیزان همدردی و همراهی کردهاند سپاسگزاری میکنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.»
(بخشی از بيانيه شماره سه مير حسين موسوي خطاب به ملت ايران در محکومیت اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی )
(منتشرشده در نشریه ی صبح ـ شمارهی 184 - سه شنبه 3 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات “آتشفشان” خشم مردم را روشن دیده و آن را اعلام عمومی کرده بودید چگونه تایید فرمودید که تصاعد این آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنین بی دغدغه از کنار شرایط خطیر مترتب بر کشور بگذرند؟ در عجبم که با قانون اساسی، این میراث گرانبهای امام و خونبهای شهیدان و ثمره تلاش و پایمردی رهروان انقلاب، و با یکی از اصلی ترین پایه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری میشود! و عظمت این مجلس و جایگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پیدا کرده است! ....»
(بخشی از نامهی مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی، پس از اجلاس مجلس خبرگان در مهرماه 1388)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 183 - دوشنبه 2 آذرماه 1388)
کلمه سبز
”... قانون اساسی ما پر از ظرفیتهایی است که هنوز به فعلیت نرسیدهاند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونهای برخورد میکنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفادههای بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیتها، آن هم تمامی این ظرفیتها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعهای یکپارچه است و نباید بر روی بخشهایی از آن که منافع اشخاص و یا گروههایی خاص را تامین میکند به صورت اغراقآمیز تاکید شود و بخشهایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است....“
(بخشی از بیانیهی شماره یازده ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران پیرامون اعلام تشکیل ”راه سبز امید“)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 182 - یکشنبه 1 آذرماه 1388)
کلمه سبز
«... ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسیم که با بهانه و بیبهانه از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند. فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود میپرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمانهایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوششهای امروز و فردای ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟ما تنها در صورتی به این اطمینان میرسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگیهای روزمرهمان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشتهاند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشتاین دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته میشدند یا تصور میكردند باید به خانههایشان بازگردند محصول از میان میرفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است....»
(بخشی از بيانيه شماره سیزده ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران پس از راهپیمایی روز قدس)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 181 - شنبه 30 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز مىباشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مىخواهند حكومت و رياست كنند نيز مىباشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز پابرجا بود. نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از تحقق عدالت در جامعه را اعلام مىكند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته شود - دل خوش كرده اند...»
(بخشی از پاسخ آیتا... منتظری به نامه میرحسین موسوی پیرامون بیانیهی اعلام تشکیل راه سبز امید)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 180 - سه شنبه 26 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند! این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای دادهاند؟...»
(بخشی از بیانیهی حجت الاسلام مهدی کروبی پس از تایید انتخابات ریاستجمهوری دهم توسط شورای نگهبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 179 - دوشنبه 25 آبانماه 1388)
کلمه سبز
”...مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم“
(بخشی از بيانيه شماره9 مير حسين موسوي پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 178 - یکشنبه 24 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بیراههها چگونه رو به نشيب ميروند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجهاي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كورهراهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراطگراني قرار گرفت كه نيمههاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله ميكنند و رايجترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنامهاي ركيك است.
رهروان راههاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را ميكشيدند نرسيدهاند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعترافگيري مباهات ميكند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده، ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش ميكنند....»
(بخشی از بيانيه شماره یازده ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 177 - شنبه 23 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«...رسانههاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث این چند ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در انتخابات، بلكه از سالها پیش هیمههایى را انباشته بود كه با خطاهاى این ایام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دمیدند ابعاد این آتش روز به روز توسعه پیدا كرد. اینجانب قطعا حق را به مردمى مىدهم كه با برخوردهاى غیراسلامى، غیرقانونى و غیرمنصفانه حقوقشان پایمال شده است؛ و با استناد به مدارك غیرقابلانكار بدون تردید اعتقاد دارم كه در انتخابات تقلبهاى سازمانیافته و وسیع رخ داده است. در عین حال اگر در موجى كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل نظام نمى كردم، برایم سخت نبود كه بیست سال دیگر سكوت كنم...»
(بخشی از نامه میرحسین موسوی به آیتالله منتظری و درخواست همفکری برای تشکیلات ”راه سبز امید“)
(منتشرشده در نشریهی صبح - شمارهی 176 - سه شنبه 19 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروهها و رسانههای مختلف به آن پرداخته شد. از دستگیریهای بیحساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانههای مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشتانگیز حتی با خانمها در سطح خیابانهای شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعتآمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شدهاند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیدهایم سخت بود. از برخوردهای خشن و بیمحابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است. هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشتشدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروهها جایی ندارد و نشاندهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شدهاند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمیپردازم....»
(بخشی از نامهی مهدی کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی پیرامون بدرفتاری با بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 175 - دوشنبه 18 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.»
(بخشی از بیانیهی نهم مهندس موسوی پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 174 - یکشنبه 17 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«..تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است.»
(بخشی از بیانیه شماره ۹ موسوي خطاب به ملت ايران پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان )
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 173 - شنبه 16 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاهها با زندانيان صورت گرفته است رسانه غيرملي و روزنامههاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز ميدهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش ميدهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فراميخواند و كسي نميگويد كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكي از نظام و دولت بخش كوچكي از حكومت و مجموعه افرادي كه اينگونه رفتارهاي غير انساني را مرتكب شدهاند تنها بخش كوچكي از كارگزاران اجرايي كشورند....»
(بخشی از نامهی مهندس موسوی به حجت الاسلام کروبی در پی افشای تجاوز به زندانیان از سوی شیخ اصلاحات)
(منتشرشده در نشریه ی صبح ـ شمارهی 172 - سه شنبه 12 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«در جامعه ای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاه ها و مردمش مورد حمله، هجمه و… قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می شود و رسانه های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللهُ وَاللهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»»
(بخشی از بیانیه آیتالله صانعی در آستانه ۱۳ آبان)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شماره 171 ـ دوشنبه 11 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«متاسفانه تلاش گستردهای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت میگیرد و به این نکته توجه نمیشود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنشهای موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود. اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حلهای ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.»
(بخشی از بیانیهی شمارهی 10 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران پیرامون تاکید برابطال انتخابات و درخواست راهپیمایی )
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی ۱۷۰ - یکشنبه۱۰ آبانماه 1388)
کلمه سبز
«میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز میگفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست....»
(بخشی از بیانیهی شمارهی 10 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران پیرامون دادگاه نمایشی گروهی از فعالان ستادهای انتخاباتی )
(منتشرشده در نشریهی صبح - شماره ۱۶۹ -شنبه ۹ آبانماه ۱۳۸۸)
کلمه سبز
«همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟».
(بخشی از بيانيه ۹مير حسين موسوي خطاب به ملت ايران پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان )
(منتشرشده در نشریه ی صبح ـ شمارهی 168 - سهشنبه 5 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... بسما... الرحمن الرحیم. انا لـ... و انا الیه راجعون. محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کردهاید. اگر چه توسل به دروغ و استفادهی بیحساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یکسویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود. امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده میشوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت...».
(بخشی از نامهی سرگشاده ميرحسين موسوي خطاب به مراجع عظام پیرامون تقلب انتخاباتی)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 167 - دوشنبه 4 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... 22 خرداد ماه که از حیث مشارکت کم سابقه شما مردم عزیز می توانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی (ره) باشد به سوگواری تبدیل شد و در سوگواری جز مرثیه چه می توان خواند ، مرثیه ای برای اعتبار و آبروی رای فردی که به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع کشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند. نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحک و شگفتآور است که در بیان و بیانیه نمی آید و باید فکر دیگری کرد...».
(بخشی از بیانیهی مهدی کروبی پس اعلام نتایج تقلب انتخاباتی 22 خردادماه )
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 166 - یکشنبه 3 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«... مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود...»
(بخشی از بیانیه شمارهی 9 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران پیرامون تایید نتایج انتخابات ریاستجمهوری توسط شورای نگهبان )
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 165 - شنبه 2 آبانماه 1388)
کلمه سبز
«کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیشرو قرار گرفته است. دستگیری كسانی چون دكتر بهشتی یك نشانه است كه از حوادثی سهمگینتر خبر میدهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی كه به مردم سود میرساند باقی میماند. و اما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ كنید. سلسله حوادث جدیدی كه آغاز شده است به مانند دیگر تحركات كور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید كه آنها شما را تحریك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند».
(بخشی از بیانیهی شمارهی 11 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران پیرامون بازداشت دکتر بهشتی، مهندس الویری و سردار مقدم )
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 164 - سهشنبه 28 مهرماه 1388)
کلمه سبز
«... با تاسف بايد عرض کنم آنچه که از مواضع حضرتعالی در سالهای اخير و بويژه قضايای بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضا بر خلاف سيره سلف صالح از مراجع معظم دينی می باشد و اين خطر را پيش می آورد که با شبهه آفرينی نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چيزی که قطعا ً جنابعالی از آن مبرا هستيد ولی چنين تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان میگردد. چرا که حضرتعالی در اين قضايا که به مثابه يک فتنه بزرگ میباشد نه تنها در منازعات سياسی معترضين و دولت بيطرف نمانديد بلکه معترض به ملتی که حقوقشان پايمال شده است ميباشيد.....»
(بخشی از نامهی مهدی کروبی خطاب به آیتا... نوری همدانی پیرامون اظهار نظر اخیر ایشان مبنی بر لزوم توبهی معترضان)
(منتشرشده در نشریه ی صبح ـ شمارهی 163 - دوشنبه 27 مهرماه 1388)
کلمه سبز
«... دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است. .... »
(بخشی از بیانیهی شمارهی 10 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران پیرامون برگزاری دادگاههای نمایشی)
(منتشرشده در نشریهی صبح ـ شمارهی 162 - یکشنبه 26 مهرماه 1388)
کلمه سبز
«... به کسانی که مردم را به خاطر اظهارنظر قانونشکن نامیدهاند خبر میدهم که بیقانونی بزرگ عدم اعتنا و نقض صریح اصل 27 قانون اساسی از سوی دولت در عدم صدور مجوز برای اجتماعات مسالمتآمیز است. آیا مردمی انقلابی که با مشابه همین اجتماعات ما و شما را از فراموشخانههای تاریخ ستم شاهی بیرون آوردند باید مورد ضرب و جرح قرار گیرند و تهدید به زورآزمایی شوند؟....»
(بخشی از بیانیهی شمارهی 6 مهندس موسوی خطاب به ملت ایران)
(منتشرشده در نشریهی صبح - شمارهی 161 - شنبه 25 مهرماه 1388)
|
|