تبليغاتX
صبح
 
صبح
 
 
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران
 

فرهاد احمدي‌نيا

 

1. هيچ شناختي بدون خاستگاهي در واقعيت کامل نيست. ذهنيت و انديشه مي‌تواند بريده از واقعيت شکل گرفته و تثبيت شود، اما انديشه‌اي که بدون مواجهه با عينيت شکل گيرد، به همان نسبت در تبيين، تغيير و تحول واقعيت‌ها ناتوان و ناکارآمد است. چنين انديشه‌اي به حکم بريده از واقعيت بودن، از درک تغيير دم‌به‌دم در واقعيت‌ها ناتوان است، پويايي نداشته و سنگواره مي‌گردد. اين انديشه هر اندازه که متعالي باشد، به سبب عدم پويايي، با گذشت زمان، با درک ايستا و انعطاف‌ناپذير از پديده‌ها، به مانعي براي تغيير تبديل مي‌گردد. بدين ترتيب، انديشه‌اي که چه بسا زماني مبدا رقم زدن تحول بوده، به مانع تحول بدل مي‌شود...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:49  توسط صبح  | 

فرهاد احمدي‌نيا

 

1. هر انسان در نظام فکري خود، مجموعه‌اي از گزاره‌هاي بديهي دارد که ساير افکار و انديشه‌ها و اعمال و رفتار خود را بر مبناي آن سامان مي‌دهد. هيچ انساني نمي‌تواند ادعا کند که در نظام فکري‌اش، هيچ گزاره‌ي بديهي‌اي وجود ندارد؛ چرا که خود اين ادعا که «در نظام فکري من هيچ گزاره‌ي بديهي‌اي وجود ندارد» به خودي خود يک گزاره‌ي بديهي مفروض براي وي است.

2. مصلحان اجتماعي نيز از قاعده‌ي فوق مستثني نيستند...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:11  توسط صبح  | 

فرهاد احمدي‌نيا

 

1. تغييرات اجتماعي در هر جامعه‌اي براي آنکه بتواند پايا و موثر باشد، بايد به گونه‌اي تدريجي، مرحله‌مند و گام‌به‌گام صورت پذيرد. همچنان‌که واقعيت‌ها و ساختارهاي اجتماعي در طول زمان و به تدريج ايجاد شده، تثبيت مي‌گردند و...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:14  توسط صبح  | 

فرهاد احمدی‌نیا

  

در بخش نخست این نوشتار کوشیدیم با برداشتی که  از برخی آیات قرآن شد، نشان دهیم که روش قرآن برای ایجاد تغییر در جامعه، تکیه بر عوامل درونی است...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:16  توسط صبح  | 

فرهاد احمدی‌نیا

 

1. انسان و جامعه‌ی انسانی همواره معطوف به تغییر هستند. تفاوت جوامع با یکدیگر در دوگانه‌ی «تغییر وتحول و عدم تغییر و تحول» قابل تبیین نیست؛ این تفاوت تنها در جهت، کمیت و کیفیت تغییر قابل پیگیری است. هیچ انسانی در طول دوران زندگانی خود کاملا ایستا و لایتغیر نیست و در طول تاریخ هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان سراغ گرفت که حداقل در یکی از وجوه خود (ولو اندک و حتی با جهت قهقرایی) مشمول تغییر نشده باشد. در نتیجه تغییر و تبدل عنصری مقوم در هستی انسان وجامعه‌ی انسانی است.

2. مبنای فعالیت پیامبران در جوامع انسانی و زمینه‌ای که بعثت رسولان را فراهم می‌کند، نیازی است که جامعه‌ی انسانی به تغییر دارد. پیامبران بزرگ‌ترین منادیان تغییر وضع موجود هستند؛ اصلاح مناسبات ناعادلانه‌ی جامعه (ان ارید الا الاصلاح مااستطعت: هود/88) گسستن از سنت گذشتگان (مبارزه با این انگاره که «حسبنا ما وجدنا عليه آباءنا»: مائده/104) و پی‌ریزی جوامعی با روابط انسانی نو هدف مشترک پیامبران و مصلحان اجتماعی است.

3. پیامبر اسلام در شرایطی در حجاز ظهور کرد که دوری از پیام رهایی‌بخش توحید ابراهیمی، جامعه‌ را در شرایط سقوط و نابودی نسل‌ها قرار داده بود (وكنتم على شفا حفرة مّن النّار: آل‌عمران/103)؛ اعراب به طور مداوم در حال جنگ و غارت و کشتار به سر می‌بردند و وحدت و همبستگی جامعه به شدت تضعیف شده بود. پیام ابتدایی محمد(ص) ایجاد الفت، همبستگی و وحدت در جامعه‌ی رو به فروپاشی مکه بر مبنای توحید بود (لإيلاف قريش*إيلافهم رحلة الشّتاء والصّيف*فليعبدوا ربّ هذا البيت: قریش). اما ایجاد این همبستگی نوین، مستلزم گسستن از سنت‌های جاهلی عرب و درافکندن شکل نوینی از روابط بر مبنای پیام توحید بود.

4. تغییر در یک جامعه‌ی انسانی، ممکن است تغییری بالنده و رو به رشد و تعالی باشد و ممکن است تغییری رو به تنزل و قهقرا. تغییر قهقرایی، الزاما نیاز به محرک خاصی ندارد؛ عدم تلاش برای تغییر، خود مبدا سیر تغییر نزولی است. اما برای ایجاد تغییر بالنده در جامعه‌ی انسانی، نیاز به موتور محرک تغییر هست؛ اثربخشی این عامل محرک تغییر، مستلزم آغاز فرآیند تغییر از خود عامل می‌باشد. عامل تغییر با تغییر در خود است که تغییرهای بعدی را رقم می‌زند.

5. پیامبران و پیروان آنها، در تغییر جوامع، نه بر عواملی ورای امکانات جامعه‌ی انسانی تاکید داشتند و نه بر ظهور و بروز محیرالعقول و خارق‌العاده‌ای از جانب خدا تکیه می‌کردند؛ پیام دعوت برای تغییر تنها بر عوامل انسانی به عنوان موتور محرک تغییر تکیه دارد. این مساله در دو آیه‌ی کلیدی مورد تاکید قرار گرفته است؛ یکی آیه‌ای که هدف از برانگیختن پیامبران را برپایی قسط توسط خود مردم عنوان می‌کند:

«لقد أرسلنا رسلنا بالبيّنات وأنزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم النّاس بالقسط» (حدید/25)

«به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند».

 دیگری آیه‌ایست که به طور کلی هر نوع تغییر و تحول در جامعه را مبتنی بر تغییر درونی در جامعه می‌داند:

«إنّ اللّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم» (رعد/11)

«در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند»

 تغییر در انفس، نه فقط تغییری با جهت گیری درونی و جنبه‌ی شخصی در تک‌تک افراد است، که علاوه بر آن، بر تغییر آنچه مابین افراد جریان دارد (روابط انسانی) نیز اشعار دارد. اما مهتر از آن، تاکید آیه بر اصالت دادن به عامل درونی به عنوان عامل محرک تغییر است.

6. پیامبر(ص) در جامعه‌ی نوین مدینه، ایجاد تغییر در مناسبات را بر مبنای دو دسته از آموزه‌های قرآن پیگیری می‌کرد:

رشد مسئولیت‌پذیری در افراد با رسوخ این آموزه در بین مسلمین که هر کسی مسئول کار و دستاورد خویش است: «لیس للانسان الا ما سعی»(نجم/53)؛ «کل نفس بما کسبت رهینه» (مدرثر/38)؛ «لا يكلّف اللّه نفسا إلاّ وسعها لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت» (بقره/286). هر کسی، خو، مسئول تلاش برای رشد و تعالی خود است. این گزاره‌ها نه به معنای ترویج منفعت‌گرایی فردی و تلاش برای رشد و تعالی شخصی بدون توجه به دیگران است، بلکه تاکید این آیات بر این است که تنها مسئول بهروزی و رشد انسان خود اوست و با احاله‌ی تقصیر به دیگران نمی‌تواند قصور و بی‌مسئولیتی خود را توجیه کند (چنانکه مستضعفینی که جبر ساختارهای اجتماعی را بهانه‌ای برای پذیرش مناسبات ناعادلانه قرار داده‌اند، با عتاب و برخورد خدا مواجه می‌شود: نساء/97).

پی‌ریزی یا احیای الگوهای اجتماعی به عنوان جایگزینی برای الگوهای پیشین (نظیر عقد قراردادهای اجتماعی با اهل کتاب و دیگر ساکنان مدینه؛ الگوی عهد اخوت یا برادری در بین مسلمین؛ ایجاد سنت مکتوب کردن قراردادها؛ تاکید بر اصل شورایی در تصمیم‌گیری‌های جمعی و ...).

از این رو، این تلقی در مسلمین نهادینه شد که مسئولیت ساختن جامعه و مبارزه با موانع، خود مسلمین‌اند و نمی‌توان با احاله‌ی تمام ناکامی‌ها به زورمندان از تلاش برای غییر دست کشید. در بخش دوم این نوشتار تلاش خواهیم کرد برخی از مهمترین پیامدهای عینی پذیرش عوامل درونی به عنوان عامل اصلی تغییر را مورد بررسی قرار دهیم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:39  توسط صبح  | 
 
  بالا