تبليغاتX
صبح
 
صبح
 
 
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران
 

نمایش توهین به کلام خدا؛

میخ پایانی بر تابوت سرکوب‌گران

کمال رضوی

گویی تقدیر چنین است که تاریخ دیگر بار تکرار گردد.

1. بامداد روز پنجشنبه دوازدهم ربیع الاول سال 37 هجری است. خدمت عمروعاص به امویان در جنگ صفین، مایه حیات آنان شد. او در حساس‌ترین لحظه‌های جنگ، زمانی که نشانه‌های شکست در سپاه معاویه آشکار گشته بود دست به نیرنگی بزرگ زد، و دستور داد با بستن قرآن بر سر نیزه‌ها و حمل کردن قرآن بزرگ دمشق با کمک ده نفر روی نیزه‌ها، کتاب خدا را ابزار دست قاسطین برای توجیه شکست و فریب‌کاری خود قرار دهد. حیله‌ی عمروعاص کارگر افتاد؛ سپاهیان علی(ع) رو در روی او قرار گرفتند و خوارج‌صفتان، علی(ع) را به جنگ با قرآن متهم کردند. گویی معاویه و عمروعاص نه تنها با این خیانت به قرآن از شکست حتمی گریختند که برای ده ها سال حکمرانی امویان بر سرزمین‌های اسلامی را تضمین کردند: «هزار ماه خلافت امویان». این قصه‌ی پر رنج و اندوه‌بار علویان در عصر امویان است:...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 15:16  توسط صبح  | 

«حق» را «بيگانه» خواندند

 مرواريد باقري

فرا رسيدن ماه پيروزي خون بر شمشير و درگذشت آزادمرد فقيد ما‎‏،آيت الله منتظري را تسليت عرض مي كنم. به اميد نقل عاشورا به دور از تحريف و ترويج حريت امام حسين(ع).شايد امروز از اين ماه سخن هايي گفته مي شود كه انطباقي با واقعيت نداشته و تنها براي عزاداري و مرثيه خواني گفته مي شود، به علاوه در بسياري از مراسم به راحتي صحبت از بريدن سر امام حسين(ع) مي كنند. شايد آن حرمتي كه در زمان گذشته وجود داشت از بين رفته است، به عنوان مثال وقتي صحبت از سرهاي بريده بر نيزه ها مي شد،بلوا به پا مي شد و برخي طاقت از كف داده و بي هوش مي شدند، اما بارها ديده ام كه چنين سخناني از زبان مداحان گفته شده و بسياري فقط اداي گريه كردن درآورده اند، به عنوان مثال رسانه ي ملي ما، تلويزيون، كه با آمدن دوربين به روي اشخاص، به صورت محسوس آب و تاب بيشتري به عزاداري داده مي شود...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 15:14  توسط صبح  | 

ایران، بدون حتی یک فقیر!؟

مهدی سلیمانیه

گاهی وقتها برخی مسائل از فرط  "بدیهی" بودن به چنان وضعیتی می­رسند که تلاش برای اثبات و اقامه کردن دلیل برای اقناع دیگری را تبدیل به ماجرایی طاقت فرسا می­کند. از میان این بدیهیات، می­توان به گزارۀ نشر اکاذیب متولیان دولت بعد از نهم و در رأس آنها محمود احمدی­نژاد اشاره کرد. مصادیق مؤید این گزاره به حدی فراوان است که آن را به مرز بداهت می­رساند. اما از آنجایی که همیشه گوش­هایی باز، ارواحی منصف و جان­هایی حقیقت­جو وجود دارند که به مثال حر ابن یزید ریاحی در لحظات سرنوشت­­ساز به باطل پشت کرده­اند و راه خویش را از خط ظلم و ستم جدا نمودهاند، پس شاید اشاره به جدیدترین مصادیق روشن گزارۀ عادت کردن رییس دولت بعد از نهم به بیان مطالبی کاملاً خلاف واقع، بتواند به برخی از دوستان خوش انصافمان که هنوز عمق این طنزگونۀ تلخ را  باور نکرده­اند کمک کند تا از این زاویه به ماجرا بنگرند:...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 0:10  توسط صبح  | 

پاک ماند در قدرت...

ملیحه ریاضی

آنگاه، خورشید سرد شد

         و برکت از زمین ها رفت

درگذشت آیت الله منتظری برای همه واقعه ای تلخ و نامنتظره بود.گویی هیچکس باور نداشت او که سالها درد و رنج را بر دوش می کشد.شکنجه های حکومت پهلوی که 30 سال انقلاب هر از چند گاهی او را از پای می انداخت و رنج سال های پس از انقلاب که اغلب او را بی تاب می کرد.هیچکس حتی به خود یادآوری نمی کرد که او بیش از هشتاد سال حیات توأم با تبعید و زندان و حبس داشته و در آستانه نود سالگی، لاجرم فراق را بیش از وصل باید انتظار کشید...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 8:33  توسط صبح  | 

در سوگ پدر

سینا مالکی

چه دشوار است پیمودن به هجران تو منزل‌ها

به یادت آن چنان گریم که ماند ناغه در دل‌ها

ز خون دل کنم رنگین به راه عشق محمل‌ها

ز داغت‌ای گل عطشان شرار افتاده در دل‌ها

صبح از خواب بر می‌خیزم و ایمیل روزنامه صبح را می‌بینم. ایمیل را می‌بینم و می‌مانم که چه کسی این شوخی مسخره را کرده است. می‌خواهم به کمال ایمیلی بزنم و هرچه از دهانم در می‌آید بگویم که چرا ما را در این سوی غربت آزار می‌دهی برادر، اما ایمیل را نمی‌زنم. سایتی را نگاه می‌کنم و در بهتی بزرگ فرو می‌روم. آخر مگر می‌شود؟؟!! مگر پدر ما رفتنی است. مگر می‌شود که در چنین روزگار سختی پدر سرزنده، ما را تنها بگذارد. مگر او مردنی است. نه! هنوز بعد از دو روز باور نمی‌کنم. به خودم می‌گویم همه این تصاویر یک شوخی مسخره رسانه‌ای است. پدر ما توی دفتر عشق در خیابان شهید منتظری نشسته، دارد به ما، به جنبش، به زندانی درمانده‌ای و یا خانواده‌ای بی‌سرپرست‌مانده فکر می‌کند. پدر ما منتظر است تا درمانده‌ای چون ما درش را بزند و آرام روحش شود. پدر می‌دانم که نرفته‌ای، اما با این تصاویر چه کنم؟؟!!...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 9:41  توسط صبح  | 

از رمضان تا محرم

حمیدرضا هندی

انتخابات ریاست جمهوری دهم که خرداد ماه امسال برگزار شد با حوادثی رو به رو بود و علاوه بر آن خود نیز حوادثی نو را در یک بازه شش ماهه تا کنون آفرید که در نوع خود بدیع و تازه بود. از جمله ی این حوادث که قصد دارم به صورت اجمالی در این نوشتار بحث کنم، جلوگیری و یا تغییر در رویداد های مذهبی و همینطور تحدید کردن شخصیت های مذهبی که به نوعی معترض به شرایط پیش آمده در بعد از انتخابات دهم بودند، است. مراسم مذهبی ای که به صورت متوالی و روتین در تاریخ سی ساله ی نظام اسلامی برگزار می شدند و هیچ گاه نمی شد که خللی در این قسم برنامه ها به وجود بیاید، در همین شش ماه اخیر، نه یک بار که چندین بار دچار وقفه و یا تغییر شدند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 9:17  توسط صبح  | 

خداش بیامرزد که اینچنین محبوب رفت

سمیه توحیدلو

از صبح دستم نمی رود که بنویسم. امروز درس بزرگی برای من بود. برای همه ما. درسی که بارها و بارها خدایی که هست برایمان تکرارش کرده . رحلت عالم بزرگوار آیت ا... منتظری داغدارمان کرد. مرجعی که بسیاری تمام تلاش خود را برای هرگونه بی حرمتی به ایشان کردند. گاهی باید از تاریخ فاصله بگیری تا بتوانی نسبت به بسیاری از وقایع نظر درستی بدهی. تاریخ سراسر پوشیده از حق و باطل هایی توامان است و بودن در یک زمان امکان ارزش گذاری را سخت می کند. اما بیش از بیست سال از سالهای خانه نشین شدن ایشان می گذشت. بیش از بیست سال از روزهایی می گذرد که امروز بهتر از زمان دیگر می توان درباره آن به قضاوت نشست. در این روزگار که عصمت مختص هیچ بنده ای نیست، بر مسیر عدالت بودن و کم اشتباه کردن، اصل اساسی است. همین ماندن در مسیرهای درست است که یک فرد را محبوب می کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 9:16  توسط صبح  | 

محرم؛یک تاکتیک یا یک باور؟

فاطمه مقدسی

این روزها در بحث هایمان بسیار از اصطلاح تاکتیکی بودن بعضی اعمالمان سخن می‌گوییم ،می گوییم : قواعد بازی اینطور می‌طلبد و یا آن طور،امروز باید از که دفاع کرد و از که نکرد، چه کسی را نقد کرد و نقد چه کسی را به فردای پس از پیروزی واگذاشت،این تاکتیکی عمل کردن‌ها ، مزیت‌های بسیاری دارد البته اگر همه یمان به اهمیتش پی ببریم،اما خالی از ضرر هم نیست.وقتی شما با باورهای خودتان به عنوان یک تاکتیک در برابر حریف استفاده می‌کنید،ارزش‌های غیر مکانیکی آن باور کم کم برایتان رنگ می‌بازد،حال اگر فرض کنیم از اساس با این باور هم رای نباشیم و یا حتی اگر امکانش فراهم شود به ستیز با آن برخیزیم ، دیگر چه می‌شود،به نظر کم ترین ضرر اخلاقی اش رواج همان صفتیست که برای نابودی اش مبارزه می‌کنیم:ریاکاری....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 9:42  توسط صبح  | 

هیس! اینها باید مظلوم بمانند

آرمان ذاکری

چهارشنبه هفته گذشته، با یک هفته تاخیر با تعدادی از بچه‌های دانشکده به سر مزار شهدای دانشجو رفتیم. سید مهدی (آذر) شریعت‌رضوی، سید مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی؛ در قبرستان بزرگ واقع در امام‌زاده عبدا... شهرری بی‌هیچ تکلف و نماد‌پردازی آرمیده‌اند و فریاد می‌کنند. 56 سال است آنجا نوشته است ” در راه نجات ایران باید قربانی داد“. قبرهای کهنه و شکسته، نوشته‌های ناپیدا، مکان ناشناس، بی‌هیچ علائم و راهنما، همه و همه به وضوح نشان می‌دهد که شهدای 16 آذر هنوز مطرود قدرت رسمی‌اند و مظلوم، هر چند مسئولین حکومتی هر سال، چند روز قبل از 16 آذر آنها را ستایش کنند و استکبارستیزی را علم کنند تا ملی‌گرایی و مصدقی‌بودن و ضداستبداد بودن آنها را از اذهان پاک کنند و قضیه را وارونه بنمایند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:14  توسط صبح  | 

در باب کوی...

شیما کاشی

هايدگر در يكي از نوشته هايش در باب سكونت و ساختن‏ مي نويسد كه انسان مي سازد، براي آن كه باشد. و در يك تحليل زبان شناختي‎، نشان مي دهد كه سكني گزيدن و باشيدن در زبان آلماني‏، دو واژه از يك ريشه هستند. از طرفي يكي از بنيادي ترين مولفه‌ها در تعريف مسكن يا جاي سكونت، مفهوم امنيت است. در دومين اجلاس اسكان بشر در سال (1996) كه در استانبول برگزار شد مسكن مناسب چنين تعريف شده است:«سرپناه مناسب تنها به معناي وجود يك سقف بالاي سر هر شخص نيست، سرپناه مناسب يعني آسايش مناسب، فضاي مناسب، دسترسي فيزيكي و امنيت مناسب، امنيت مالكيت...... »مفاهيم آسايش و امنيت را تقريبا در هر تعريفي كه از محل سكونت داده مي شود مي توان ديد. انسان هاي در يك مسكن ساكن ميشوند تا آرامش و امنيت داشته باشد و از طرفي به معنايي كه در بالا گفته شد تا “ باشند”...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:9  توسط صبح  | 

”پایان یعنی نبودن ِتفکری در راستای تحقق ِ اهدافمان“

نسترن محمودزاده

به نظر می‌آید بدیهی باشد که پایانی که هرکس برای خود تعریف می‌کند با آنچه که در طول روز میان سلول‌های خاکستری مغزش در رفت و آمدند تناسب دارد .این که توانایی تغییر سرنوشت هر گروهی تا اراده جمعی شان قدرت نگیرد متصور نیست (وعده‌ی خداوند در قرآن)؛ چه به دست خودشان و چه ظاهراً به دست خودشان. پایانی که به زعمِ حقیر به معنای نبود ِتفکری است در راستای تحقق اهداف‌مان که ادامه دهنده‌ی جمله‌ی معروفِ پیشِ روست؛ جامعه‌ای که افرادش نیاندیشند لایق هر پیشامدی هستند. اما آیا القای پایان، به الغای واقعیت‌های اجتماعی می‌انجامد؟...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:8  توسط صبح  | 

سقوط قاضی القضات شهر !

محمد نوری زاد

نمی دانم چرا رسانه‌های ما و رسانه‌های جهان خبر سقوط جناب صادق آملی لاریجانی را از آسمانخراش محل کارش منعکس نکردند. درخصوص رسانه‌های داخلی ، می‌شود گفت : شاید به صلاح شان نبوده . و یا شاید برای شان خط و نشان کشیده اند که وای اگر جمله‌ای در این باره بنویسید . من به رسانه‌های خودمان حق می‌دهم . بجهت نانی که باید بخورند. و بجهت امنیت شغلی‌ای که در این ملک به طنز می‌ماند. اما این دلیل نمی‌شود که خبر سقوط ایشان بی مشتری بماند و مردم ما از آن مطلع نباشند . خطای یک قاضی ، مثل خطای خلبان هلی کوپترو مثل خطای خلبان هواپیمای مسافربری ست . اولین خطای اینان، اخرین خطای آنان است...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:4  توسط صبح  | 

بعدها

برای مهدی و پایان نبردش

این چند خط را برای خودم نوشتم، به یاد مهدی. تا خودم را متقاعد کنم که امتداد ما، فراموشی او نیست...

فردا، نه! پس فردا، شاید هفته‌ی بعد...

هفته بعد بر روی این آگهی عزا، آگهی‌های دیگری زده خواهد شد و بر روی این میز، به جای پارچه سیاه  و خرما و دسته گل، روزنامه‌ها جانشین خواهند شد. در تالار ابن خلدون نه مجلس ترحیم که همایش علمی برگزار می‌شود. عکس مهدی را با روبان سیاهش برخواهیم داشت و جای خالی او، در پاگرد طبقه اول، گم می‌شود. همان حکایت گیاهی که بر سنگ قبر، سبز می شود و "پسوا" می‌گفت که نشانه‌ی فراموشی است.

فراموشش خواهیم کرد؟

نه! طبیعت است که حافظه ندارد، انسان اما چرا. خاطراتش آرام می‌گیرند اما برجا می‌مانند و ... پیرش می‌کنند. چون، آرامگاه واقعی دوست، در قلب ماست.

* این نوشته، یادداشت کوتاهی است که دکتر سارا شریعتی در فقدان دوست هم‌دانشکده‌ای، سید مهدی طباطبایی، نگاشته‌اند.


عزیمت بر سر مزار مهدی طباطبایی

پنج شنبه ۲۶ آذرماه ساعت ۱۲:۳۰ از مقابل درب دانشکده

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 9:53  توسط صبح  | 

سقوط اخلاقی

سمیه توحیدلو*

ماجرای فرو ریخته شدن حرمت ها، ماجرای امروز و دیروز نیست. ماجرایی نیست که صرفا به جنبش سبز بازگردد. اما به دلایل کاملا سیاسی عده ای آمده اند و وا اسلاما و وااماماشان بلند شده است. بار اولمان نبوده و نیست که کنفرانس برلینی آفریده می شود، و عده ای کاملا به واسطه ”هدف وسیله را توجیه می کند“، می آیند و وقاحت ها را به تصویر می کشند تا عده ای حاضر به یراق، کفن بپوشند و به خیابان ها بریزند. یا اینکه در ظهر عاشورا کارناوال شادی راه می اندازند، تا عده ای همیشه در صحنه آن را به حساب اویی که دوستش ندارند بگذارند.  اما نکته جالب اینجاست که این تصویرسازی ها درست زمان هایی است که می خواهند فردی را و یا کسی را درست از نقطه ای خاص آسیب پذیر سازند. همانقدر که ملی گرایی ِ حاضرین در برلین تاب آوردنی نبود، روحانی بودن و تاکید بر اسلامیت نزد خاتمی مذموم بود. این بار هم هم نشینی و همراهی موسوی با حضرت امام بوده است که قابل دیدن نبوده، و چقدر ناشیانه چنین نمایش هایی تصویر می شود، بدون توجه به اینکه بذری می کارند، که نتیجه اش چیزی جز آنی است که می خواهند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 8:31  توسط صبح  | 

امام خمینی:

”من اين را اعلام مي كنم كه اگر كسي به من سب بكند، فحش بدهد، عكس من راپاره كند، احدي حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسي كه به من سب كند، به من فحش بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كاري بكند....“

(صحیفه نور ـ جلد یازدهم ـ ص 177)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 8:26  توسط صبح  | 

فرداها و فراروایت‌ها

مریم رحمانی

یکم.امروز هفتم مرحوم شانزدهم آذرِ سال درخشان 88 است. البته این مرحوم را نه از آن رو گفتم که یعنی امید و آرمان و اینها مرده. امید که قرار است زنده باشد تا همیشه. بابت اتفاقات هفته ی گذشته و وقایعی که سر سخت تر از قبل نشان می‌دهد که ما هدف قرار گرفته ایم. و هر چه بیشتر بدانیم و بیشتر بخواهیم بیشتر می‌شویم هدف...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:45  توسط صبح  | 

محمد نوری زاد:اعتراف می کنم؛من عکس امام را پاره کردم  

محمد نوری زاد در وبلاگ گاه نوشت با اشاره به حوادث رخ داده در یک هفته اخیر پیرامون ادعای رسانه ملی در توهین به تمثال امام از سوی دانشجویان معترض در ۱۶ آذر و زیر سوال بردن این اقدام صدا و سیما از سوی موسسه نشر آثار امام (ره) و اتهام به رسانه ملی جهت تهیه  سناریو  برای ضربه به جنبش سبز نوشته است:

من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد . اعتراف می کنم که : خطا کردم . احساساتی شدم . بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:43  توسط صبح  | 

رفتار تقابلی گریبانگیر جنبش سبز

مینا عینی فر

یکی از مشکلاتی که جنبش سبز گرفتار آن است، رفتار تقابلی حامیان دولت در برابر آنهاست. هر جا تجمع سبزی برپا باشد گروهی هستند که میان آنها وارد شوند و سبزها را دو دسته کنند و شعارهای خودشان را در مقابله با شعارهای آنها سر دهند. گرچه ماهیت جنبش خود به طور کلی یک مقابله است علیه بی عدالتی و ظلم، اما پاسخ به این مقابله با یک مقابله ی دیگر جنبش را دچار چالش کرده است.این مساله در همه ی اجزا و عناصر جنبش دیده می شود و مسائل مختلفی ایجاد کرده است از جمله بدفهمی، تقابل و رادیکالیسم....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 10:18  توسط صبح  | 

اکنون دل من شکسته و خستست زیرا یکی از دریچه ها بستست

فاطمه مقدسی

عادت کرده بودیم به دیدار هر روزه ات کنار میز روزنامه ها،به شمرده شمرده حرف زدنت و سرفه هایی که گاه و بیگاه وقفه ای بود آن میان تا مخاطب در این فاصله ها به حرف هایت فکر کند و هی برود لای انگشت های لاغرت و با خود تکرار کند که فاصله ایست میان تو و خودش،فاصله ای که تو با تمام وجودت آن را انکار می کردی و با تمامی توانت آن را پس می زدی،آنقدر که ما هم باورمان می شد و ضعفت را نمی دیدیم؛دست و پا زدنت را و دیگر حتی این روزها خر خر نقس هایت را...

تو را از فرط بودنت نمی دیدیم و امروز باید از فرط نبودنت،خاطره های مبهم هر روزمان را مرور کنیم،خاطره ی بحث های هر روزمان با تو،بحث های هر روزه ی همه ی ما، آخر برای تو فرقی نمی کرد،با همه حرف می زدی و آنقدر در حرف زدنت ملاحظه ی همه را می کردی که لجمان در می آمد و خسته می شدیم،اما تو همچنان به تک تک واژه هایت فکر می کردی...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:36  توسط صبح  | 

حائل  شیشه‌ای

شیما کاشی

از میان تعداد زیاد صحنه های غم انگیز هفته‌ی گذشته، پرده‌ی بزرگی که جلوی سر در کشیده شده بود یک از مصیبت بار ترین مناظری بود که می‌شد تصور کرد. پرده‌ای که با حروف بزرگ رویش عید غدیر را تبریک گفته بودند... غدیر... دو دست افراشته در میان جمعیت بی شمار کنار خم، دو دست افراشته‌ای که گویی آسمان را می‌شکافند... پرده دریدن... آشکار کردن... پلک های بسته را گشودن... دل های فروبسته را باز کردن... تاریکی های تو در تو را شکافتن... ظلم را، جهل را، خواب های کهن را، راه های بیابان را، ستم را، ستم کشیدن را از هم دریدن... دو دستی که امتدادشان از میان راه های آسمان می‌گذرد...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:25  توسط صبح  | 

من مرده‌ام، بگذارید زنده باشم

در نسبت جنبش دانشجویی با جنبش سبز

یاشار دارالشفاء

1.دیگر هیچ روزی برای كسی نیست، بل روزها برای همه‌ی ماست؛ما مردمان، ما محذوفان، ما ”سایه‌های خیابان“، ما خس‌ها، ما خاشاك‌ها، ما بی‌چیزان، ما ... آنقدر نام هست برای نامیدن این شبح و آنقدر سطر در توصیفش نگاشته شده كه گاهی رانه‌ی شاخت [wissenstrieb] درون‌مان ترجیح می‌دهد به تعبیر لاكانی اراده‌ی خویش را معطوف به گزاره‌ی ”نمی‌خواهم درباره‌اش بدانم“ بكند، تا دست كم بتواند از لذت ”خوش بختی“ در حیات روزمره  بهره مند گردد. این میل به ندانستن از منظر تاریخی در بحث ما اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:22  توسط صبح  | 

امروز، روز ما نبود...

ملیحه ریاضی

1.امروز،قرار بود روز دانشجو باشد. تقویم هم همین را می گفت! اما نمی دانم چرا مدام از سر صبح به همه می گفتیم امروز،روز ما نیست... و بعد در جواب دانشجوهایی که می پرسیدند مگر چندتا 16 آذر داریم سرتکان می دادیم و ارجاعشان می دادیم به هفته ای که شاید اصلا نیاید...شاید هم بیاید... اما چه فرق می کند...چه فرق می کند وقتی سال اولی ای که با هزار امید به دانشگاه آمده، می گوید انقدر بنر زده بودند دور دانشگاه را که اگر سرمان را هم می بریدند هیچکس نمی فهمید و بعد با بغض از دیده هایش می گوید... هیچکس نمی فهمید؟...خب بفهمد اصلا...مگر چه فرق می کند؟...  فرقی نمی کند وقتی فقط یک روز در سال روز تو باشد و آن را هم از تو بگیرند...نه امروز، روز ما نبود...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 10:35  توسط صبح  | 

تفکیک و خودآگاهی (1)

عظیم حسن زاده

”تفکیک“ از عناصر تعین بخش مدرنیته است و به همین سیاق آنچه از زیست در این جهان به تجربه آدمی در می آید از نوعی تفکیک و انشقاق برخوردار است. این تفکیک هم در عرض تجربه حادث می شود، هم در طول آن. در عرض خود، تجربه مدرنیته، تجربه ای پاره پاره است: فضاهای اجتماعی – فرهنگی مدرنیته از جمله محل کار، خانواده، و نهادهای مدنی به واقع فضاهای درک این تجربه اند. تمنای آدمی به یک ”معنای محوری“ از حیات و پاسخ به نااطمینانی های هستی شناختی اش دچار تنشی اساسی با این تجربه زیسته پاره پاره (منهای ایدئولوژی) است....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 10:35  توسط صبح  | 

ما و میرحسین: آینه در آینه‌ی امید

این را بسیار نوشته‌ام. بسیار هم خواهم نوشت: میرحسین موسوی الگوی تازه و دگرگونه‌ای از رهبری سیاسی و اجتماعی را نمایندگی می‌کند. و البته، می‌گویم و می‌آیمش از عهده برون. عمل و سخن سیاسی میرحسین مجموع این‌ها را رقم می‌زند. برای فهم این‌که نوع رهبری میرحسین چرا متفاوت است و چرا ارزش‌مند، نباید از بستر و چارچوب اوضاع ایران خارج شد. اگر بگوییم میرحسین الگویی جهانی را برای رهبری سیاسی و اجتماعی نمایندگی می‌کند، خطا کرده‌ایم. من میرحسین را به منزله‌ی یک رهبر سیاسی و اجتماعی ایرانی که شرایط جامعه‌ی ایرانی را عمیقاً حس کرده و ملتزم قواعد و اصولی صیقل‌خورده است، می‌بینم. این مقدمه البته هم جای بحث و بسط دارد و هم باید برای‌اش دلیل اقامه کرد. بیانیه‌های میرحسین روز به روز به سویی می‌روند که گویی زبان حال ضمیر همگی ماست. این بیانیه‌ها تفاوت‌ها را استعلا می‌دهند و زبانی تازه و بیانی مشترک را برای دردی مشترک با استواری و عمق پیدا کرده‌اند. این نقل‌قول‌ها به جایی دارد می‌رسد که آرام‌آرام کسانی نام‌اش را موسوی‌خوانی یا میرحسین‌خوانی گذاشته‌اند!...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 10:34  توسط صبح  | 

تا نگویند که از یاد فراموشانند

ملیحه ریاضی

 به بهانه بیانیه میر حسین موسوی به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان

شاید کمتر کسی بداند که این جمله معروف ”بسیج، مدرسه عشق است“ از آن مهندس میرحسین موسوی است. طنین این جمله در بیش از دو دهه از تاریخ معاصر ایران، فشرده باوری بوده و هست که با آن همت ها، باقری ها، باکری ها، خرازی ها و ... بعنوان اسوه های روح ایرانی معرفی شده اند. بسیج، مدرسه ای بود که عشق به ایران،عشق به اسلام محبت و برادری، عشق به گذشت و فداکاری، عشق به گمنامی و بی ادعایی، عشق به تواضع و ادب و در یک کلام عشق به انسان و اخلاق اسلامی را در خود متجلی می ساخت. شاید از این روست که چهره خاک گرفته و لباس مندرس و چشمان فروزان فرماندهان سر به زیر جنگ، آئینه تمام نمای نسلی بود که کرامت انسان را در عمل و نه در شعار و هیاهو به نمایش می گذاشتند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 11:10  توسط صبح  | 

علت اصلی؟!

سمیه توحیدلو*

وقتی حساب و کتاب جمعیت را نداری، وقتی حتی پیک جمعیتی هم هیچ تحرکی در تو برنیانگیخته باشد، باید که به جای بستر سازی شغلی برای فارغ التحصیلان لیسانس به دنبال مشغول کردنشان در امور دیگر شوی. مدتهاست که تحصیل در جامعه ما بغیر منزلتی که به همراه می آورد، تبدیل شده به یک امر تاخیری در رسیدن به مسیر اصلی زندگی. ازدواج بخشی از فعالیتی است که فرد در این مسیر زندگی اش انجام خواهد داد. اما پیش از ان باید نقشش مشخص شده باشد و یا حداقل چشم اندازی از نقشی که برعهده خواهد گرفت را بتواند ترسیم نماید. یک دانشجوی لیسانس قاعدتا باید که بتواند صاحب کسب و کار باشد. وقتی نمی تواند، مجبور است برای رهایی از بلاتکلیفی درس بخواند شاید که بتواند مسیر بهتری انتخاب کند. این طبیعی است که در چنین جامعه ای سن ازدواج بالا می رود و تمایل به ازدواج پایین خواهد امد....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 14:7  توسط صبح  | 

چرا همت و باکری سبزهستند؟

جنبش سبز ما پذیرای حضور طیف های مختلفی از افکار و سلیقه ها و پیشینه ها ست. حتی ما جوانانی که در رقم زدن انقلاب و دلاوری های جنگ حضور نداشتيم هر کدام به گروهی از نقش افرینان آن روزگار دلبسته است و آن ها را متعلق به خود می داند. این پیشینه ها هر چقدر هم ریشه در اعتقادات و لحظه لحظه های سپری شده از ما داشته باشد و هر چقدر هم در روزگار خود با هم تفاوت و حتی اختلاف داشته باشد سبب جدایی ما از یکدیگر نیست. ما برای حفظ پیشینه ها و میراث فکری گوناگونمان، برای حفظ تکثرمان نیازمند وحدت در جنبش سبزیم....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 13:40  توسط صبح  | 

زندان: روزمره،تکراری و خز

سپیده اکبرپوران

لازم نیست خیلی عقب برویم. نگاه به چند ماه قبل کافی است. قبل ازعید و حتی قبل از انتخابات. آن موقع در حلقه دوستی ما کسی نبود که بازجویی اطلاعاتی را تجربه کرده باشد، چه برسد به بازداشت موقت و دادگاه. اوین و انفرادی که اصلا به مخیله مان خطور نمی‌کرد. از حلقه دوستان که دورتر می‌شدیم شاید چند نفری را به اسم یا به قیافه می‌شناختیم که فعال سیاسی هستند و چند بار برایشان مشکل پیش آمده است. راجع به امور قضایی که صحبت می‌کردیم مصداق‌های ما در روزنامه‌ها بود و چهره‌های شناخته شده که از همه ما فاصله داشت. به جز چند سخنران، کس دیگری را از نزدیک ندیده بودیم که اوین را تجربه کرده باشد. شاید حتی تصور مبهمی از امور انتظامی و قضایی داشتیم...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 13:36  توسط صبح  | 

تو جای چه کسی را تنگ کرده ای عاطفه؟

مریم رحمانی

بیایید همه چیز را ول کنیم و برویم حبس. باور کنید اینجا بودن ارزش ندارد. هیچ ارزشی ندارد. فقط عذاب می کشی. رنج می بری. از اینکه داری نفس می کشی و آسمانت محدوده ای ندارد. از اینکه دستشویی رفتنت اجازه نمی خواهد.از اینکه کسی کاری به کارت ندارد و نباید به دروغ یک چیز را هزار بار تکرار کنی و بعد هم به اتهام همان ها محکوم شوی. بیایید بی خیال همه چیز بشویم و برویم به جرم همان کارهایی که همه مان با هم انجام داده ایم دستمان را ببریم بالا و  بگوییم ما هم بودیم. تا بالاخره این وجدان بی صاحب آرامش بگیرد....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 13:11  توسط صبح  | 

دانشگاه زنده است

عظیم حسن زاده

اولین بار تو یکی از جلسات کمیته حمایت او را دیدم. از اولین جلساتی که برای تصمیم گیری در مورد خودکشی مرحوم نبی پیرمحمدی که آغازی شد برای تولد کمیته حمایت از دانشجویان احضار شده به کمیته انضباطی دانشگاه تهران. در مورد وی بارها و بارها شنیده بودم. از سواد نظری اش و محبوبیتی که بین دانشجویان دانشکده داشت. آن روز بارها شنیدم که از حضورش در کمیته حمایت صحبت شد. دانشجویی که به اذعان اکثریت دانشجویان و اساتید دانشکده یکی از بهترین های دانشگاه و دانشکده علوم اجتماعی بود و چه اساتیدی که با بستن ورودی های مقطع دکتری به روی وی خود را صاحب نام کرده بودند. آن روز حس عجیبی از وی در من دست داده بود. انتظار داشتم با دانشجویی پرفیس و افاده روبرو شوم. دانشجویی که از غرور باید چند نفر عقبه ی قبایش را می کشیدند تا چون حضرت آقایان دانشکده دیگران در صف انتظار دو کلمه حرف حساب از وی ساعت ها منتظر بمانند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:4  توسط صبح  | 

قربانی را دوباره قربانی نمی کنند...

حمیدرضا هندی

 ”دانشجوی محترم

به استناد ماده... آیین نامه انضباطی دانشجویان و نظر به استناد گزارشات موثق، از تاریخ دریافت این ابلاغ تا اطلاع ثانوی از ورود به محیط خوابگاه/ دانشگاه محروم می شوید.“ این ابلاغ و ابلاغ هایی از این دست این روزها آنچنان مانند اپیدمی فراگیر شده اند که امروز کمتر کسی هست که در جریان آنچه از سوی کمیته انضباطی رخ می دهد نباشد. صدور حکم اخراج از خوابگاه برای حدود هشتاد نفر از دانشجویان، صدور حکم ممنوع الورود شدن به محیط دانشگاه برای بسیاری از فعالین دانشجویی و در مراتب شدیدتر احکام تعلیق و محرومیت از تحصیل که عمدتا با درج در سنوات تحصیلی دانشجو صادر می شود، مهمترین فعالیت های این روزهای شورای انضباطی دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه ها است....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:3  توسط صبح  | 

” یکم ؟؟؟:“

محسن زال          

به دلتنگی‌های فرشیده همسر حسام سلامت

یکم :

 ملک المتکلمین  و یارانش را که در باغ شاه بر دارمی شوند با تنی خون آلود و جانی خسته  به تاوان مشروطه خواهی.دژخیم مغرور و پیروز گلوی طناب را می‌فشارد تا جان آزادگان را از کالبدی حقیر خلاص کند،و می‌رهند این گونه ازحصار تن....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:1  توسط صبح  | 

بهشت بر باد رفته

عبداله دولت آبادی

با كشتن غولی به نام كنكور دانش آموزان در این خیال هستند كه وارد بهشتی به نام دانشگاه می‌شوند٬ اما این فقط یك خیال خام است٬ جوانان با ورود به دانشگاه تازه می‌فهمند كه وارد ماراتنی سخت شده اند و سختی‌ها یكی پس از دیگری به سراغشان می‌آید. به قول یكی از دوستان حكایت دانش‏ آموزان شهرستانی و روستایی كوشای دیروزی و دانش آموزان به ظاهر موفق امروزی همچون حكایت آلیس است كه به سرزمین عجایب پا گذاشته بود. آن‌ها كه با ورود به دانشگاه در پی آسایش و آرامش بودندو دانشگاه را سكوی پرتاب خود می‌دیدند اكنون دانشگاه را محیطی به مانند پادگان نظامی می‌بینند كه به شدت زیر ذره بین و كنترل دولتی‌ها هستند٬ می‌بینند كه محل زندگی شان مورد وحشیانه ترین هجوم‌ها قرار می‌گیرد با این اوضاع نسبت به محیط دانشگاه٬ نسبت به درس ها٬ نسبت به اطرافیان و نسبت به خود حالت تهوع پیدا می‌كنند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 9:37  توسط صبح  | 

دیالوگ وحشی

سپیده اکبرپوران

دیوارها،‌پل‌ها و سایر عناصر شهری تبدیل شده است به زمینه‌ای برای گفتگو. عده‌ای شعارهایی را روی آن می‌نویسند، تاریخی را ذكر می‌كنند  و علامتی را ثبت می‌كنند. عده‌ای دیگر آن را خط خطی و سیاه می‌كنند. به همین سادگی ارتباط بین دو گروه شكل می‌گیرد. دیالوگ گویا و ساده بین دو گروه كه تمام عابران پیاده معنای آن را می‌دانند. ارتباطی با نمادهای آشنا ‌بین دو گروه متضاد. در یك طرف گروهی با قدرت و اختیارات تام  كه به صورت شاكله مند با اعضایش ارتباط برقرار می‌كند. نمادهایش را تعریف می‌كند وابزارهای ارتباطی را درانحصار خود دارد و به قدرت سانسور مجهز است. و در طرف دیگر گروهی فاقد قدرت و رسانه‌ای برای ارتباطی....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 9:36  توسط صبح  | 

تحلیلی از آشوب‌سازی‌های فرستاده‌های دولت به دانشگاه‌ها:

ماموریت ویژه صفار هرندی و رسایی در دانشگاه

مسیح علی‌نژاد

مدتی است به جای آنکه سفرهای استانی دولتمردان کودتا در بوق و کرنا شود و رییس همیشه حاشیه‌ساز این دولت مسئله‌ساز، خبرساز محافل سیاسی شود کسان دیگری به سفرهای استانی می‌روند و سفرهای شان بمب خبری می‌آفریند. سفرهای استانی جدید به نام مناظره و مصاحبه و سخنرانی و چه و چه برگزار می‌شود و سپس کسانی به نمایندگی از دولتمردان پرده نشین بر کرسی می‌نشینند و چنان رندانه و مستانه پیروزی ساختگی خویش را فخر می‌فروشند تا عاقبت، خشم سبزها را سبب ساز شوند و از آنان شعار و فریاد دریافت کنند؛ تازه بعد از این هم خودشان را به مظلومیت بزنند و بگویند که با ائمه و پیامبر همین می‌کردند که سبزها با آنان می‌کنند! مسافران نوظهور این سفرها کسانی هستند چون رسایی نماینده تهران و صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد؛...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 9:33  توسط صبح  | 

سبزها و دین

ملیحه ریاضی

اینجا دانشگاه تهران است. دانشکده علوم اجتماعی. تالار ابن خلدون. قرار است اولین سمینار علمی- تحلیلی در باب نسبت جنبش سبز و دین به همت انجمن اسلامی دانشجویان این دانشکده برگزار شود. هفته ها برای برگزاری چنین همایشی زحمت کشیده شده است. برنامه مجوز دارد. همه سخنرانان آن نیز همینطور. تلاش همه برگزار کنندگان و سخنرانان بر این بوده است که همه چیز به بهترین شکل صورت پذیرد. با همه مشغله های کاری اساتید بزرگوار، همه آنها قبل از برنامه چکیده سخنرانی هایشان را داده اند. برنامه نسبتا طولانی است ولی همه اساتید تقریبا از آغاز اولین سخنرانی در تالار ابن خلدون حضور دارند. ساعت 1-12:30 است و تالار پر شده! این خود نشان از اهمیت برنامه (و یا شاید موضوعی) دارد که قرار است دریچه های تازه ای را پیش روی همه بگشاید....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:22  توسط صبح  | 

باز سایه می‌شویم

مریم رحمانی

داشتم فکر می‌کردم بر خلاف پارسال و سال قبلش که در نوشتن یادداشت در روزنامه‌های دانشجویی حضور همیشه در صحنه ای داشتم و بعضا همزمان در دو روزنامه می‌نوشتم ماههاست که برای نوشتن مطلب خیلی فکر نکرده ام. فقط کم و بیش  یادداشت هایی بوده که هر کسی ممکن است  در دفترچه شخصی‌اش بنویسد و یابه آن جنبه‌ی عمومی‌تر بدهد و بیاوردش روی پدیده ای به نام وبلاگ....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:21  توسط صبح  | 

یادداشت فرزند آیت‌ا... منتظری در دفاع از محسن میردامادی

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌ا... منتظری: آنچه از پی می‌آید، متن کامل یادداشت حجت‌الاسلام و المسلمین احمد منتظری، فرزند آیت‌ا... منتظری در دفاع از محسن میردامادی و نقد اتهامات جدید وارده بر اوست که در پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی آیت‌ا... منتظری منتشر شده است:...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:18  توسط صبح  | 

بيانيه دانشجويان خواجه نصير پیرامون بازداشت دو هم دانشگاهی

خبرنامه‌ی امیرکبیر: دانشجويان دانشگاه خواجه نصير در حمايت از دو همكلاسي بازداشت شده شان علي پرويز و سهيل محمدي بيانيه‌اي صادر كردند. این بیانیه حاوی تحلیل قابل تاملی از سناریوپردازی برای ایجاد التهاب کاذب در فضای دانشگاه‌هاست. متن گزیده‌ی این بیانیه بدین شرح است:

... در اين شرايط حساس تاريخي که نقطه عطفي در آگاهي ملي پيدا شده است، دستهايي پنهان و آلوده در کارند تا فضاي دانشگاههاي کشور را با طراحي سناريوهاي پيچيده و شوم به انفعال بکشانند و فضاي تهديد و ارعاب و خفقان را جايگزين نشاط سياسي پديد آمده در ميان دانشجويان نمايند. طراحان اين سناريوهاي ضد ملي و ديني با همکاري نهادهاي شبه امنيتي در دانشگاهها سعي دارند تا با شناسايي و بازداشت گسترده فعالين دانشجويي و صدور احکام سنگين کميته انضباطي، دانشگاه و دانشجو را از به چالش کشيدن سياستهاي نادرست و ضد منافع ملي بازدارند....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 9:11  توسط صبح  | 

سیاست اقتدارگرایان در برابر جنبش سبز

مرتضی کاظمیان

اقتدارگرایان برای مقابله با جنبش سبز چه سیاست‌هایی را پی‌گرفته‌اند؟ آگاهی نسبی از پاسخ‌های محتمل به این پرسش، می‌تواند موجب تقویت جنبش اعتراضی مردم ایران و افزایش احتمال توفیق آن شود. پیش از پاسخ به پرسش یاد شده، ذکر سه نکته‌ی زیر خالی از فایده نیست:...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:57  توسط صبح  | 

یادداشتی از فاطمه رجبی

مجرمان طلبکار

پایگاه خبـری انصارنیوز - خاتمی و موسوی و کروبی، سران جنایتکار کودتا هستند، کودتای لجنی. کودتایی که هم امریکایی بود و هم انگلیسی، هم اسرائیلی بود و هم انجمن پادشاهی در آن دست داشت. کودتای لجنی که هم، رضا پهلوی از آن حمایت کرده و می کند و هم، علیرضا بهشتی مسوول جریانات است.  کودتای لجنی که فرزندان هاشمی، همسر هاشمی و اقوام هاشمی همچنان آن را با ناامیدی ادامه می دهند. کودتای لجنی که هاشمی رفسنجانی با ننگین نامه اش جرقه آن را زد و تاکنون حامی و نظاره گر آن....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:56  توسط صبح  | 

جوانه بر دار

برای حسام سلامت و برادر دربندمان یاشار دارالشفاء

مهدی سلیمانیه

حکایت همواره این‌گونه بوده است.. ما را با سر دار، بلندای صلیب و خاک گودال و زنجیر محبس عهدی است.. از بالای دار، تا خاک گودال یک سخن گفته‌ایم: ”آزادگی“.. گفتیم اما پنبه در گوش کردند، فریاد زدیم و هلهله کردند، نوشتیم و سوزاندند، تحقیق کردیم و دور افکندند، به منطق خواندیم و به بند کشیدند.. بر دار شدیم، بر صلیب، بر خاک، در زنجیر.. در چشم‌هایشان نگریستیم: نه به عداوت.. به مهر.. زیرا می‌دانستیم ”نمی‌دانند“.. می‌دانستیم  که باز متولد می‌شویم.. باز هم زمزمه می‌کنیم.. باز هم فریاد می‌زنیم.. و این کلام شنیده خواهد شد.. این بار در هیأتی دیگر، زمانی دیگر، زبانی دیگر.. اما نه با محتوایی دیگر، دوباره با همان کلام آشنا: ”آزادگی“..


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 9:8  توسط صبح  | 

سراومد زمستون

ملیحه ریاضی

نویسنده در این نوشتار تلاش دارد تا از طریق تحلیل محتوای یکی از سرودهای بازخوانی شده انقلاب برای جنبش سبز، به روح متمایز این جنبش از سپهر سیاست زمان انقلاب نائل شود:

سراومد زمستون / شكفته بهارون/ گل سرخ خورشيد باز آومد و شب شد گريزون/ كوهها لاله زارند /لاله‌ها بيدارند/ تو كوه‌ها دارند گل گل گل آفتاب و مي‌كارند/ نه خارم نه خاشاك/ زن و مرد بي باك/ تنم پاره پاره شد از ضربه‌هاي مرد سفاك/ من آروم نگيرم/ اگرهم بميرم/ من ايستاده‌ام تا راي خود را پس بگيرم ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 8:55  توسط صبح  | 

امنیت، گنج گمشده

شیما کاشی

یکی از دلایل پیدایش دولت(دولت به معنای state  نه government) ایجاد امنیت، یعنی یکی از اساسی ترین نیازهای بشری بود. امنیت از امن می‌آید. آدم‌ها نیاز داشتند در هر یک از عرصه‌های زندگی اجتماعی شان امن باشند. بدانند اگر مالی دارند برای خودشان است. اگر جانی دارند نسبت به آن حق دارند؛ و اگر در قبال چیزی بهایی می‌پردازند، دارنده‌ی آن شناخته می‌شوند و هر کسی نمی‌تواند با هر توجیهی این حس امنیت و امن بودن را از آن‌‍ها برباید....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 8:54  توسط صبح  | 

جنبش سبز همچنان زنده است

عبداله دولت آبادی

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 88 پر حاشیه‌ترین انتخابات ایران بود به گونه‌ای كه پس از اعلام نتایج كه خیلی‌ها آن را كودتا نامیدند، اعتراضات عمومی در سطحی گسترده به نحوه شمارش و نتایج انتخابات صورت گرفت. این اعتراضات باعث شكل‌گیری جنبشی شد به نام جنبش سبز كه در ابتدا نماد میر حسین موسوی بود اما در نهایت نماد وحدت گروه‌های مختلف با گرایش‌های فكری گوناگون شد، كه نقطه‌ی عطف و اوج آن در روز دوشنبه  25 خرداد بود كه موسوی و كروبی نیز در این راهپیمایی تاریخی حضور داشتند. این اعتراض بدون تردید گسترده‌ترین اعتراض عمومی بعداز انقلاب علیه دولت و نظام بود....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:14  توسط صبح  | 

مسئله خودی

سعید  عنصری

علم از آنجا که علم است مدعایی جهان شمول دارد. علم به بررسی تنوع و تکثر می پردازد و به نسبیت ها معترف می شود اما خود، دانشی فرانسبیتی ست و به همین خاظر هم هست که می تواند تکثر و نسبیت پدیده ها را موضوع بررسی و تبیین قرار دهد.کلمه علم به یک معنا البته دلالت بر پدیده ای فرهنگی دارد! آنچه در مختصاتی از مکان و زمان، در یک اجتماع و فرهنگ انسانی به عنوان علم پذیرفته می شود و رایج می گردد را جزئی از فرهنگ و برآمده از تاریخ یک جامعه باید دانست و با این نگاه به مطالعه آن پرداخت. بخشی از مسئله اینجاست که ساحت علم و ایدئولوژی در هم رفته است و آنچه را یک اجتماعی علم می داند چه مواقع بسیاری که می بینیم بیشتر ایدئولوژی ست...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:51  توسط صبح  | 

13 آبان : نقطه عطفی در مقاومت سبز ایران

سینا مالکی

13 آبان در شرایطی فرا رسید که جنبش رهایی‌بخشی ایران، راهی دراز را از 13 آبان 57 تا امروز پیموده است. اگر که خون جوانان ایران زمین در سال 57، خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران را سرخ کرد، تا در نهایت گل را بر گلوله پیروز کند، امروز فرزندان همان جوانان دیروز به خیابان‌ها می‌روند تا شعار صلح و رهایی را در سراسر ایران با رنگ سبز خود فریاد زنند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:49  توسط صبح  | 

نزاع نمادها

شیما غلامرضا کاشی

چند روز قبل از سیزده آبان جمعی با نام ” جنبش سبز علوی“ با انتشار اطلاعیه ای اعلام موجودیت کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده بود که : همانگونه كه مستحضريد چندي است به مدد برخي فعاليت‌هاي سياسي و حزبي خاص كه مع‌الاسف مورد تعرض و بهره‌برداري دشمنان اين مرز و بوم علوي و مهدوي نيز قرار گرفته است، رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب درآمده است....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:53  توسط صبح  | 

امید، مقاومت است

شاید اولین جرقه‌ی جنبش سبز، شبی رقم خورد که میرحسین موسوی در مناظره‌ی تلویزیونی با جسارتی غافلگیر کننده، احمدی نژاد را ”دروغگو“ نامید و در برابر نمودارهای احمدی نژاد که حاکی از پیشرفتهای اقتصادی شگفت آور در کشور بود، نموداری را نشان داد که با واقعیتهای ملموس زندگی مردم، بیشتر جور در می‌آمد. آن شب برای اولین بار تلنگری به امیدی تاریخی و اساطیری که همیشه در ناخودآگاه جمعی ایرانیان به صورت خفته باقی مانده بود، وارد شد. امید به این که می‌شود روی حقیقت مقاومت کرد و دروغ، رسواشدنی است. بلافاصله نشانهای ”دروغ ممنوع“ ساخته شد و شعارهایی مثل: ”موسوی چیز چیز می‌گه، اما دروغ نمی‌گه/ صداقتو فهمیدیم، به موسوی رأی می‌دیم و ...“ زیرا مردم احساس می‌کردند ”خورشید نفسی“ آمده تا روی حقیقت بایستد و در برابر دروغ کوتاه نیاید و نماد این امید در این زمانه شود...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:34  توسط صبح  | 

بازنگری علوم انسانی و اجتماعی

(بخش‌های ششم و هفتم)

دکتر تقی آزاد ارمکی*

یکی از ویژگی های اصلی علوم انسانی و اجتماعی ناتمامی آن است. در این حوزه کمتر متفکر و اندیشمندی مدعی شده است که به آخرین سخن و عبارت و فهم رسیده است. احتیاط و ناتمامی بحث و اندیشه شرط حضور بسیاری از اصحاب علوم انسانی و اجتماعی است. گفته شده است که افرادی چون آگوست کنت در جامعه شناسی با نگاه اثباتی‏، از علمی دفاع می‌کند که توانایی شناسایی کلیت حیات اجتماعی قاعده مند را دارد، ولی او هم مانند دیگر جامعه شناسان این علم را ناتمام می‌داند. بسیاری از مباحثی که برای علم طرح کرده است را ناتمام اعلام کرده و ساماندهی آنها را به دیگران بعد از خود واگذاشته است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:30  توسط صبح  | 
مقالات قدیمی‌تر
 
  بالا