|
صبح
|
||
|
روزنامه دانشجویی دانشگاه تهران |
در آن اتاقهای بازجویی بر من چه گذشت؟
سمیه توحیدلو
از مدت هفتاد روزی که در زندان بودم، ۴۰ روز را به یک شکل در ساختمان ۲۰۹ و ۳۰ روز را در ساختمان ۲۴۰ بازجویی می شدم. بازجوها و به قول آنجایی ها کارشناسان متعددی داشتم و با هرکدام از این تغییرها مجموعه کسانی که بازجویی می کردند، برای من تغییر کرد. سوالات و پرسشهایی که نه مربوط به انتخابات دهم که به سیزده سال اخیرم بازمی گشت. شاید در سه دوره مجزا به دلیل تغییرات بنیادین در روند بازجویی اتوبیوگرافی مفصلی از خودم نوشتم. فکر نکنم بشود دوباره آن را نوشت و کاش لااقل نسخه ای از آن در اختیار خودم هم قرار می گرفت. با توجه به اینکه اساسا عادت به نوشتن داشتم و پیش از زندان نیز حجم نوشته های روزانه ام بالا بود، موقع نوشتن هایی از این دست مفصل می نوشتم و حتی برای خودم در برگه های بازجویی تحلیل هم ارائه می دادم. البته این ماجرا چندان به مذاق بازجوها خوش نمی آمد و دائم تاکید می کردند که در حال پیچاندن ماجرا هستم. درباره حال و هوای بازجویی ها بقیه هم نوشته اند. یکی از نکات جالب بازجویی من زمانی بود که تمام نوشته های این وبلاگ را کپی شده دیدم. دلم برای بنده خدایی که دقیق این نوشته ها را خوانده بود و حتی بخشی از آنها را بولد کرده بود می سوخت. فکر نکنم من موقع نوشتن آن مطالب در دو سال پیش اینقدر دقت در نوشتن کرده بودم که ایشان در خواندنش وقت گذاشته بودند....

نامه 210 استاد و دانشجوی علوم اجتماعی
برای آزادی محمدرضا جلاییپور
دویست و ده استاد و دانشجوی جامعهشناسی و علوم اجتماعی ایرانی داخل و خارج از کشور طی نامهای خواستار آزادی دانشجوی برجسته جامعهشناسی کشور، محمدرضا جلاییپور شدند. در این نامه آمده است:«تجربه ما ایرانیان در نخبهکشی به جای نخبه پروری، تجربهای است ماندگار و تمام ناشدنی! و این حقیقتی بزرگ است که ایران امروز به علت تمام بیاخلاقیها و کاستیها و محدودیتها و موانع سر راه شکوفایی ذهن و استعداد نسل جوان، از موهبت وجود افراد زیادی چون جلایی پور محروم است». متن کامل این نامه به شرح زیر است:
رو در رو قرار دادن دانشجویان :
استراتژی کودتاچیان برای مهار اعتراضات دانشجویی
سخنان هفتهی گذشته مقام رهبری در جمع دانشجویی وابسته، اما راه سومی را ترسیم کرد که هم هزینهها را در برخورد با اعتراضات دانشجویی کاهش میدهد و هم در درازمدت موجب تحلیل رفتن توان دانشجویان در تاثیرگذاری پیرامونی خواهد شد. از این راه سوم با عنوان «استراتژی رو در رو قرار دادن دانشجویان» نام بردهایم. البته این راه بیسابقه یا بدیع نیست، اما به نظر میرسد اینبار، به شاهراه کلیدی برای به خاموشی کشاندن دانشگاه بدل شده است. به طور ساده ماجرا از این قرار است که با تحریک و سازماندهی طیفی از نیروهای حامی حاکمیت (و به ویژه طرفداران رهبری و نه الزاماً هواداران دولت کودتا) با این دستاویز که کشور و نظام در خطر است، «منازعهی دانشگاه با دولت» به «منازعهی دانشجو با دانشجو» بدل میشود. درگیریهای مداوم دانشجویان هوادار وضع موجود با دانشجویان معترض در درازمدت به فرسایش و تحلیل رفتن توان معترضان خواهد انجامید؛ فراموش نباید کرد که در این منازعه، حافظان وضع موجود با انواع اهرمهای فشار انضباطی و امنیتی و قضایی پشتیبانی میشوند. بروز چنین منازعهای در سطح دانشجویی به سادگی سبب خواهد شد که مسالهی اصلی که اعتراض به هتک حرمت حریم دانشگاه و ماهیت کودتایی دولت است، با مسالهای فرعی و حاشیهای که نزاع دو طرف دانشجویی نمای بیرونی آن است، جایگزین گردد...
دانشگاه تهران در ترم پاییز تعطیل می شود؟
دستورالعمل برخورد با تجمعات در دانشگاه ها
سردار جعفری، فرمانده سپاه: عمده لباسشخصيها ربطي به بسيج نداشتند!
مقامات دانشگاه آکسفورد برای بار دوم خواستار آزادی محمدرضا جلایی پور شدند
اعتراض دفتر تحکیم وحدت به اعمال آپارتاید علمی
مسئولان وزارت علوم: به کمک بسیج دانشجوئی برخورد می کنیم
شهید پرنداخ دانشجوی دانشگاه اصفهان به خاك سپرده شد
احمدی نژاد: حمله به کوی دانشگاه و وقایع بازداشتگاه ها کار دشمن بود
|
|